دانلود رایگان بيانات رهبر انقلاب در ديدار با مردم سنندج

22/02/1388 - بيانات رهبر انقلاب در ديدار با مردم سنندج [دانلود، ‌11 مگابايت]

                                                                                    

President Ahmadinejad Pictures

شعری در وصف دکتر احمدی نژاد (جالب)

 

اگرچه بنده خدا اندکی بر و رو داشت

اگرچه ریش قشنگ و کمان ابرو داشت

کجا عروس عقیم و پرنسس نازا

مقام و منزلت زشت های زائو داشت

به فرض روی چوگل، چشم آهو داشت

به فرض تا به کمر، موج موج گیسو داشت

نه اینکه از گل و شبنم سرشته هستی تو

بدون عیب چو نان برشته هستی تو

نه اینکه در تو خطا رفت و اشتباهی نیست

نه اینکه پاک چو نسل فرشته هستی تو

درون شهر کچل ها، سرت کمی مو داشت

میان کوردلان چشمت اندکی سو داشت

تو آمدی به همان صورت بزک نشده

به ریش و طره و جوگندم الک نشده

همان لباس قدیمی، همان کت ساده

جز از جناح خدا طالب کمک نشده

یل نحیف اگر زور دست و بازو داشت

                                         ز لطف یاعلی و فضل ذکر یا هو داشت

تو آمدی و گروهی تو را لگد کردند

همین که حرف زدی تند و زود رد کردند

دورغ و طعنه و تخریب شغلشان گردید

جماعتی که به ملت مدام بد کردند

ز نفت و گاز و شکر دستهایشان بو داشت

جماعتی که به زیر عبایش چاقو داشت

جماعتی که به کار تو سنگ می انداخت

به مال ملت مظلوم چنگ می انداخت

سلاح ثروت و تزویر و زور در دستش

به قلب حق و عدالت فشنگ می انداخت

برای مردم بیچاره حکم زالو داشت

به غیر مکر و دغل، فن سحر و جارو داشت

زمین به این همه نیرنگ و عار می خندد

زمان به خفت این روزگار می خندد

هرآنکه قلب سلیم و دل خداجو داشت

زلطف لا یتناهی توان و نیرو داشت

گزافه نیست، تو کوه اراده ای دکتر!

هنوز هم به خدا خوب و ساده ای دکتر!

دلیل اینکه دلیر و شجاع و نستوهی

همین بود که یقین «شیعه زاده ای» دکتر!

خوشا به ملت ایران که بخت نیکو داشت

به آروزی مریضی که چشم دارو داشت

 

منبع : http://www.rajaii88.blogfa.com

دید گاه های دکتر احمدی نژاد در رابطه با اسلام و روابط بین الملل

 

دیدگاه دکتر محمود احمدی نژاد در رابطه با اسلام:

... ما مسلمانيم. مسلمان كه مرز جغرافيايي نمي شناسد. اسلام كه فقط براي مسلمانها نيست. اسلام كه براي چند تا كشور نيست. اسلام براي در حاشيه نشستن و در سايه ماندن نيست. اسلام براي يك مقطع زماني خاص و يك قوم و يك گروه خاص نيست. اسلام تنها دين پذيرفته شده و كامل است و تنها راه نجات بشريت است و جهاني است. همه انبيا، اوصيا و همه بزرگان آمدند، مجاهدت، تلاش و كوشش كردند، براي يك هدف. كه اگر آن هدف را برداريم مجاهدتها و تلاشهاي آنها بي حاصل است. اصلاً بي معنا مي شود. پيامبري آمد سالها زحمت كشيد، حتي يك جامعة نمونه هم تشكيل داد بعد خداحافظ و تمام. اينكه اصلاً معنا ندارد. چه فايده اي دارد؟ پيامبران آمدند هر كدام يك عده اي را اصلاح كردند، بعد هم خداحافظ؟! حتماً اين طور نيست. حركت پيامبران يك حركت متصل است؛ حركتي است كه خداوند براي هدايت بشر و رساندن بشر به آن نقطه كمال و نقطه نهايي طراحي كرده است و [پيامبران] مكمل هم بودند و اكمل و سرور آنها پيامبر عزيز ما خاتم الانبيا حضرت محمد مصطفي(ص) است. همه اينها آرزويشان زندگي كردن در آن قله و نقطه نهايي است. ائمه هدي عليهم السلام همه به گونه اي از آن نقطه نهايي آرمان و هدف صحبت مي كنند كه انگار عاشق آن لحظه اند. اين را اگر ما بگيريم چيزي باقي نمي ماند. اسلام يعلوا و لا يعلي عليه. چيزي برتر از اسلام وجود ندارد. راهي جز اسلام نيست...

... راه‌ حل‌ مشكلات‌ عالم‌ بازگشت‌ به‌ اسلام‌ است‌. تنها راه‌ نجات‌ بشريت‌ بازگشت‌ به‌ اسلام‌ است‌. اسلام‌ همه انسانها را برابر قرار داده‌ است‌. اسلام‌ با ظلم‌، تجاوز و تحميل‌ فقر بر ملتها مخالف‌ است‌. ظاهراً بعضي‌ از قدرتهاي‌ زورگو حاضر نيستند به‌ خداپرستي‌، توحيد و اسلام‌ تن‌ بدهند. آنها نمي‌خواهند عدالت‌ را بپذيرند. راه‌ حل‌ اين‌ است‌ كه‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ با هم‌ متحد بشوند. مسلمانها با هم‌ متحد بشوند. كشورهاي‌ مظلوم‌ با هم‌ متحد بشوند. كشورهاي‌ افريقايي‌ با هم‌ متحد بشوند. اگر ما با هم‌ متحد بشويم‌، هم‌ سرزمين‌ به‌ اندازه كافي‌ در اختيار داريم‌، هم‌ ذخاير و معادن‌ كافي‌ براي‌ اداره كشورهاي‌ خودمان‌ داريم‌ و هم‌ دانشمند، عالم‌ و متخصص‌ به‌ اندازه كافي‌ در اختيار داريم‌. البته‌ آن‌ قدرتهاي‌ زورگو نمي‌خواهند كه‌ ملتهاي‌ مسلمان‌ مظلوم‌ با هم‌ متحد بشوند. ما علي‌ رغم‌ خواست‌ آنها بايد با هم‌ متحد بشويم‌. اين‌ اتفاقي‌ است‌ كه‌ ان‌شاءالله‌ خواهد افتاد. دوران‌ زورگويي‌ قدرتها به‌ پايان‌ رسيده‌ است‌. دوران‌ قدرت‌ ملتها آغاز شده‌ است‌.
آينده‌ از آن‌ توحيد و عدالت‌ است‌. آينده‌ از آن‌ انسانهاي‌ موحد، مؤمن‌ و عدالت‌ طلب‌ است‌. با نداي‌ توحيد و عدالت‌ قدرتهاي‌ زورگو از بين‌ خواهند رفت‌. ان‌ شاء الله‌ عدالت‌، توحيد و برادري‌ در جهان‌ حاكم‌ خواهد شد. داريم‌ نشانه‌هاي‌ آن‌ را به‌ وضوح‌ مي‌بينيم‌...

...امروز مسلمانان و به ويژه شيعيان على ابن ابيطالب(ع) مسئوليت بزرگ و سنگينى برعهده دارند. در صدر اين مسئوليت، معرفى فرهنگ اسلام ناب است. مطمئن باشيد بشريت امروز، تشنه فرهنگ اسلام ناب است. اگر مى بينيد در بعضى از نقاط عالم حركتى اتفاق نمى افتد، به دليل اين است كه اسلام ناب درست معرفى نمى شود. يادمان باشد آن حكومت جهانى مخصوص شيعيان نيست، متعلق به همه بشريت است، منتها طبيعى است كه شيعيان زودتر به آن هدف مى رسند و مسئوليت هدايت ديگران را برعهده دارند. چگونه مى توانيم فرهنگ اسلام ناب را معرفى كنيم؟ من فكر مى كنم بهترين راه معرفى اسلام ناب، عمل درست است: كونوا دعاة الناس بغير السنتكم. اما عمل درست شرايطى دارد. يكى از مهم ترين شروط عمل درست اين است كه از روىِ محبت باشد. فرهنگ اسلام ناب، فقط و فقط از مسير محبت و عاطفه منتقل مى شود. هر چقدر عاطفه و محبت بيشتر باشد، انتقال فرهنگ هم بيشتر خواهد بود. تنها مكتبى كه مطلقاً با زور پيشرفت نمى كند، مكتب اسلام است. براى اينكه با قلب، روح و فطرت انسانها سر و كار دارد. از ديگر شرايط، خدمت كردن است. خدمت كردن جزو آرمانهاى انبيا و ائمه عليهم السلام است. ما شنيده ايم كه بعضى از امامان ما طراحى و فرصت سازى مى كردند تا بتوانند به مردم خدمت كنند. من فكر مى كنم يكى از بهترين راههاى معرفىِ اسلام ناب، دوست داشتن، مهر ورزيدن و خدمت كردن به خلق خداست در خدمت هم نبايد بين مردم مرزبندى كنيم، چون وقتى اسلام مى آيد، متعلق به همه است. راه معرفى اسلام هم نبايد حد و مرزى بشناسد. من فكر مى كنم شيعيان در هر جاى عالم كه هستند مى توانند با عمل درست، محبت و خدمت، اسلام اهل بيت عليهم السلام و اسلام ناب را معرفى كنند...

... باور من اين است كه اسلام كامل ترين دين و مكتب زندگى است. اسلام تنها راه نجات بشريت است كه در آن خداپرستى، عدالت، كرامت انسانى، صلح و آرامش، اقتصاد متعالى و همه نيازهاى بشر در يك نظم بسيار عالى فراهم آمده است. عزيزان من! امروز بشريت تشنه عدالت و معنويت است. امروز انسانها از شرايط حاكم بر جهان خسته شده اند و جستجو براى راه نجات به يك امر روزمره براى دانشمندان، نخبگان و علماى ملتها تبديل شده است. به نظرم اسلام پاسخ كامل به اين مطالبه حق بشرى است و مسلمانان و كشورهاى اسلامى مسئوليت بسيار مهمى را برعهده دارند. شرايطى كه بر كشورهاى اسلامى حاكم است، مسئوليت آنها را دو چندان مى كند. وقتى به جغرافياى دنياى اسلام نگاه مى كنيم، منابع طبيعى و انسانى فراوان و منحصر به فردى را مشاهده مى كنيم. به لحاظ طبيعى، همه امكانات براى يك جهش علمى و اقتصادى فراهم است. از افريقا تا آسياى دور و تا امريكاى جنوبى، هر جا مسلمانان هستند، فرهنگ اسلامى، خداپرستى، اعتقاد به عدالت، اعتقاد به كرامت انسانى و صلح و آرامش براى همگان حضور دارد. امروز در دنياى اسلام دانشگاههاى متعدد، پژوهشگاههاى متعدد، علما و انديشمندان فراوان، استعدادهاى علمى و فرهنگى فراوان حضور دارند. ما امروز مسئوليم. ما امروز بايد با شناخت و معرفى اسلام ناب، اسلامى كه پيامبر عزيز ما آن را براى بشريت هديه آورد، پاسخ اين مطالبه حقيقى و اصيل ملتها را به درستى بدهيم. در محور اسلام، خداپرستى وجود دارد، خداپرستى محور مكتب اسلام است و در بُعد اجتماعى، عدالت، محور نظام اجتماعى اسلام است. و با خداپرستى و عدالت مى توان به جهان شايسته انسان دسترسى پيدا كرد. ساختن، اتحاد و قدرت گيرى جهان اسلام به نفع همه ملتهاست، به نفع صلح و آرامش جهانى است، در سايه اسلام همه خداپرستان و همه انسانها مى توانند با كرامت و در كمال صلح و آرامش زندگى كنند. همين امروز شما مى بينيد در كشورهاى اسلامى اقليتهاى مذهبى در كمال آرامش و با كرامت زندگى مى كنند، اما در كشورهايى كه مدعى مساوات و بى رنگى بشر هستند، نهايت تبعيض مذهبى و حداكثر محدوديت براى اقليتهاى مذهبى اعمال مى شود. ما امروز مسئوليم. به لطف خدا امروز ما شاهد يك موج عظيم بيدارى اسلامى در سرتاسر سرزمينهاى اسلامى هستيم. موجى كه از فطرت پاك انسانها برخاسته است. موجى كه اميد به برپايى جامعه سعادتمند را نويد مى دهد. ما بايد همراه با اين موج و در مسير اين موج به سمت آن نقطه اوج حركت كنيم، ان شاءالله. من ترديد ندارم دنياى اسلام با درك درست از مسئوليت تاريخى نمونه هاى عينى از حاكميت اسلام و معنويت را در اختيار بشريت قرار خواهد داد...

«...اسلام دينى محدود به يك مرز جغرافيايى يا يك نژاد و حتى يك ملت نيست. اسلام دين جهانى است. اسلام دين جهان شمول است. اصلاً اسلام آمده است تا دنيا را به سمت عدالت و برپايى عدالت حركت بدهد. اسلام آمده است كه بشريت را به نقطه موعود برساند. امروز به لطف خدا مأموريت و مسئوليت اين امر به عهده ملت ايران است و محور اين مأموريت هم كار فرهنگى است؛ يعنى تبيين و ترويج اسلام. اسلام آمده است جهان را اداره بكند. ما ابايى نداريم از اينكه اين مطلب را اعلام بكنيم. كسانى كه به هيچ اصلى از اصول انسانى و اخلاقى پايبند نيستند. كسانى كه رسماً دخالت اخلاق و معنويت را در سياست و اقتصاد نفى مى كنند، داعيه جهانى دارند. ما چطور مى توانيم نداشته باشيم؟ ما با افتخار اعلام مى كنيم كه اسلام مى خواهد دنيا را اداره بكند و مى تواند دنيا را اداره بكند...»

«... امروز بشريت با چالشها و مسائل مهمى روبه روست. از يك سو فاصله و دره عميق بين كشورهاى دارا و فقير و تنشهاى روز افزون منطقه اى و بين المللى، جنگها، تجاوزها، بددليها و كينه ورزيها رو به افزايش است. از بين رفتن و تخريب بنيان خانواده در بسيارى از كشورها و هجوم سنگين بر فرهنگ و سنتها و آداب و هويت و تاريخ ملتها، از سوى ديگر شرايط بسيار پيچيده اى را پيش روى بشريت امروز قرار داده است. وقتى به افكار عمومى ملتها مراجعه مى كنيم، مى بينيم كه ملتها چشم انداز روشنى را از روند موجود در مقابل بشريت نمى بينند. به تعبير ديگر، اگر ما فرض را بر اين بگذاريم كه ادامه حركت جامعه بشرى در همين مسير و روى همين منحنى است، هيچ افق روشنى براى برپايى صلح و آرامش پايدار در جهان مشاهده نمى شود. امروز مكاتب الحادى و اومانيستى در پاسخگويى به نيازهاى طبيعى و فطرى بشر درمانده اند و بعد از صد و دويست سال كاركرد سياسى و اجتماعى حاصل كار آنها را در شرايط امروز جهان مى بينيم. به هيچ وجه دلهاى ملتها و حتى دلهاى دولتها به سمت هم نيست. در چنين شرايطى اسلام به عنوان يك دين كامل پاسخگوى همه نيازهاى بشرى است. بشر تشنه عدالت است. عدالتى كه برپايه معنويت استوار باشد. امروز همه به دنبال صلح و آرامشيم، اما قطعاً و قطعاً صلح و آرامش پايدار صرفاً براساس عدالت و معنويت قابل پايه گذارى و دوام خواهد بود. صلح و آرامشى كه در آن از عدالت و معنويت خبرى نباشد، مطلقاً پايدار نيست. صلح تحميلى، صلحى كه در سايه زرادخانه هاى هسته اى و شيميايى و ميكروبى بر ملتها تحميل مى شود، گرچه اساساً صلح نيست، حتى اگر صلح هم باشد، پايدار نيست. بشريت امروز تشنه عدالت است و درمان همه دردهاى بشر اجراى عدالت در سطح جهانى است. عدالت يك خواست فطرى بشرى است. چيزى است كه نهاد همه انسانها آن را طلب مى كند و اتفاقاً همه گرفتاريهاى امروز بشر هم از بى عدالتى است. اسلام منادى عدالت است. اسلام منادى معنويت است. مكتب كامل، دين كامل و دين آخرين است. تنها راه نجات بشريت تمسك به اسلام و اجراى احكام و فرهنگ مترقى اسلام است. امروز سران كشورهاى اسلامى موظف اند و همه ما موظفيم كه اسلام عزيز را آن طور كه هست، به بشريت معرفى كنيم. تجربه تاريخى نشان داده است كه در هر مقطعى از زمان و در هر گوشه اى از جغرافياى بشرى كه اسلام ناب، بى پيرايه و حقيقت اسلام معرفى شده است، دلهاى بشريت به سمت اسلام گرايش دارد و امروز مطالبه عدالت و معنويت يك مطالبه جهانى است و ما مسلمانان موظفيم به اين مطالبه درست پاسخ مناسب و صحيحى ارائه بدهيم...»

»...بشريت امروز در يك نقطه عطف و در مرحله يك انتخاب بزرگ تاريخى و سرنوشت ساز قرار گرفته است. شكست مكاتب مادى الحادى و ليبرالى، گسترش ظلم، بى عدالتى و فقر، تنش در روابط منطقه اى و بين المللى، مسابقه بى پايان تسليحاتى، انزواى بى سابقه اخلاق از مناسبات سياسى، رفع آرامش و صلح پايدار از فضاى عمومى جوامع بشرى و يأس از دستيابى به جهانى سرشار از عدالت، آرامش و صلح با ادامه روند كنونى، جهان امروز را منتظر و تشنه دريافت يك الگوى كامل براى برپايى دنيايى سعادتمند كرده است كه در آن، كرامت انسانى بر پايه عدالت، صلح و معنويت حفظ شود. اين مطالبه امروز دانشمندان، نخبگان و عموم ملتهاى آزاده و آزادانديش است. خوشبختانه، مكتب رهايى بخش اسلام و دنياى اسلام از ظرفيتها و توانمنديهاى لازم براى ارائه پاسخ مناسب و كامل به اين نياز فطرى برخوردار است. جهان اسلام همه گونه استعداد و امكان مادى و معنوى را براى تامين نياز امروز بشريت در اختيار دارد...«

...حكومت اسلامى، بخشى از آن قوانين اسلامى است. بخشى از آن مديرانى هستند كه اسلامى عمل كنند. بخشى از آن هم مردم اند كه بايد هم اسلامى بينديشند و هم اسلامى زندگى كنند و هم اسلامى مطالبه كنند؛ يعنى زندگى، انديشه و خواسته هايشان همان چيزهايى باشد كه اسلام و نظام اسلامى مى خواهد. اين قسمت ظاهراً جزو سخت ترين بخشهاست كه هنوز وارد آن نشده ايم. يك موقعى من خدمت يكى از بزرگان عرض مى كردم، در قانون اساسى ما نظام، نظام اسلامى است. براى اينكه قوانين ما اسلامى باشد يا حداقل غيراسلامى نباشد، ساز و كار مشخصى تعريف شده است، براى اينكه مسئولين ما پايبند اسلام و نظام اسلامى باشند باز ساز و كارهايى ولو رقيق در قانون اساسى پيش بينى شده، اما هيچ متولى و مسئولى براى اينكه مردم هميشه در فضاى اسلامى تنفس كنند، اسلامى بينديشند و اسلام را بخواهند، نيست. چه كسى متولى است؟ روشن نيست. حالا روشن نيست، مى توانيم بگوييم غفلت شد، مى توانيم بگوييم شايد اين مسئوليتى همگانى است. حالا اگر بخواهيم مثبت ببينيم، مى گوييم اين دومى است، يعنى يك مسئوليت همگانى است...

«... كشور ما كشورى اسلامى است. همه تلاشها و خدمتها در نهايت بايد به تعالى و كمال انسانى منجر شود. اسلام بنيان فرهنگ و تفكر ملت ايران است. هويت و فرهنگ ما مبتنى بر دين است. اگر دين تضعيف شود، فرهنگ ما و مظاهر ارزشمند آن از ادبيات و شعر، هنر و عرفان، ايثار و جهاد و عشق و محبت نيز تضعيف مى شود. در سالها و دهه هاى اخير تلاش فراوانى شد كه نقش دين در زندگى فردى و جمعى به ويژه در سياست و حكومت كمرنگ شود. آيا علت آن جز اين است كه اگر دين ضعيف شود، هويت ما تضعيف مى شود و اگر هويت آسيب ديد، آن گاه مى توانند همه چيز ما را بگيرند و هر چه خود خواستند به ما بدهند و حتى سليقه و منش و فرهنگ را به ما تحميل كنند...»

... امروز بيش از هر روز نيازمند مشى علوى هستيم كه آرزو و مطالبه تاريخى ملت ماست. مردم ايران با پذيرش اسلام آرزوى تحقق مشى علوى در دلشان نهفته شد و در انقلاب اسلامى اين آرزو شكفته شد و وقتى شما در متن ملت مى رويد، منتهاى خواست آنها آن چيزى است كه در زندگى، منش و روش امام على (ع) مشاهده و متبلور مى شد. اصولى كه دولت فعلى - كه در چارچوب نظام جمهورى اسلامى تشكيل شده است - اعلام كرده، در واقع برگرفته از مشى امام على (ع) است.

دیدگاههای دکتر محمود احمدی نژاد در روابط خارجی و سیاست بین الملل:

من مي¬خواهم خطاب به همة سياستمداران بگويم: هر كس امروز منابع مردمش را خرج توليد بمب اتم بكند، حتماً اشتباه مي¬كند. براي اينكه در مناسبات سياسي بمب اتم ديگر كاربرد ندارد. اگر بمب اتم كاربرد داشت، مانع فروپاشي اتحاد جماهير شوروي مي¬شد. اگر بمب اتم فايده داشت، مشكل امريكا را در عراق حل مي¬كرد. دولت امريكا كه نسل پنجم بمب اتم خود را هم آزمايش كرده است. چند هزار كلاهك اتمي دارد. برايش چه فايده¬اي دارد؟ رژيم صهيونيستي بمب اتم دارد. مسائلش حل شد؟ نه.
الان دوران بمب و هواپيما گذشته است. كساني كه خيال مي كنند با بمب اتم مي توانند بر ملتها مسلط بشوند، اشتباه مي¬كنند.
امروز دورة انديشه، فكر و منطق است و نبايد پولشان را خرج سلاحهاي اتمي كنند. ما نياز نداريم. ما 28 سال است در مقابل بدترين دشمنيها از خودمان دفاع كرده¬ايم و هر روز به لحاظ اقتصادي و علمي قوي¬تر شده¬ايم. ما نيازي نداريم و اين را كار درستي نمي¬دانيم.
ما توسعة سلاحهاي اتمي را ضد بشر
مي¬دانيم. آنهايي كه بمب مي¬سازند، براي چه مي¬سازند؟ مي شود به من بگوييد دولت امريكا براي چه بمب اتم مي¬سازد؟ آيا با اينها
مي¬خواهد مزارع مردم را آباد كند؟ مي¬خواهد با اينها صنعت مردم را پيشرفت بدهد؟¬ فقر را در دنيا از بين ببرد؟ يا مي¬خواهد انسانها را بكشد؟ ما به لحاظ اعتقاد و فرهنگمان با كشتار انسانها مخالف هستيم. خيلي روشن است

سه مطلب را مي¬خواهم عرض بكنم. مطلب اول ريشه¬يابي مشكلات امروز جهان است. همة ملتها، همة انديشمندان و
صاحب¬نظران متفق¬اند كه شرايط حاكم بر جهان امروز شرايط مناسبي نيست. شايستة شأن بشر و تأمين كنندة منافع مادي و معنوي او و تضمين كنندة زندگي سعادتمند براي ملتها نيست. هركس به نوعي عدم رضايت و دل¬نگراني خودش را از شرايط امروز حاكم بر جهان اعلام مي¬كند. جنگها، تبعيضها، تهديدها، ناامنيها، مسابقة سنگين تسليحاتي، كشتار ملتها، ادبيات بسيار خشن، فريب، نيرنگ و تزوير چشم انداز آيندة زندگي بشر را تيره و تار كرده است. وقتي علت شرايط موجود و همين طور علت حوادث مشابه در طول تاريخ را تحليل و بررسي
مي¬كنيم، به يك عامل اصلي برمي¬خوريم و آن هم مديران ناصالح، خودخواه و زياده طلب است؛ يعني اگر بخواهيم علت همة مشكلات بشر در طول تاريخ را خلاصه بكنيم، به نوع مديريتي كه بر جوامع بشري و كل عالم حاكم بوده بر مي¬گردد.
توده¬هاي مردم و توده¬هاي وسيع ملتها حق طلب، عدالت طلب، صلح¬جو و اهل معاشرت محترمانه و برابر با ديگران هستند. در تاريخ يا سراغ نداريم يا بسيار كم سراغ داريم كه فتنه¬اي، ظلمي، حادثه ضد بشري، نا امني بزرگ و يك تحميل از ناحية ملتها طراحي و اجرا شده باشد. هر جا نابساماني هست از ناحيه مديران و حاكمان صالح است و جالب است كه همه پيامبران الهي آمده¬اند تا بشر را به سمت نقطه¬اي هدايت كنند كه در آن نقطه حاكميت به دست انسانهاي صالح است. رفع همة اين مشكلات در اصلاح مديريتهاي حاكم بر ملتها و جهان است. اگر مديريتها، حاكمان بر قدرتهاي بزرگ و ملتهاي گوناگون اصلاح بشوند و اگر انديشه، نوع نگاه و رفتار آنها انساني بشود، جامعه بشري لذت امنيت، صلح، برادري و عدالت را خواهد چشيد. همة پيامبران آمدند تا گام به گام بشر را به سمت آن نقطة مطلوب حركت بدهند و جالب است كه همه پيامبران بشريت را به حاكميت يك انسان كامل صالح بشارت داده¬ند؛ موعود امم. يعني الان شما وارد انديشه¬هاي يهوديت و كليميان كه مي¬شويد مي¬بينيد نقطة اوج اميد، اطمينان، انگيزة زندگي و حركت آنها موعودي است كه بايد بيايد و جهان را پر از صلح، برادري و عدالت كند.
در مكتب و اسناد مسيحيت هم همين طور است. زيباترين و پرشكوه¬ترين فراز دعوت حضرت عيسي (ع) بشارت به موعودي است كه خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد مي¬كند و در دين اسلام هم كه وجود و حضور منجي بسيار روشن و بديهي است.
مشكلات امروز جامعه بشري به خاطر مديران ناصالح است و حل ريشه¬اي آن هم اصلاح مديريتها و حاكميت انسانهاي صالح و در نقطة اوج و قلة خوبيها حاكميت انسان صالح كامل است و البته خداي متعال به بشريت وعده داده كه خواهد آمد و اتفاق بزرگي خواهد افتاد. نابسامانيها، دل نگرانيها، كينه ورزيها و دشمنيها از جامعه بشري بيرون خواهد رفت و برادري، عشق، محبت و اميد بر سر تا سر دنيا حاكم خواهد شد. در قرآن كريم از كتاب زبور نقل قول شده است، و لقد كتبنا في الازبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ، در كتاب زبور داوود بعد از ذكر خدا نوشتيم كه زمين به صالحان به ارث خواهد رسيد

عزيزان، حقيقت اين است، امروز جهان مثل هميشه نيازمند انسان كامل است. حاكميت انسانهاي ناصالح و خود ناساخته، رنجها و مشكلات فراواني را بر بشريت تحميل كرده است. جهان نيازمند حضور و مديريت عيني و حاكميت انسان كامل است. او كه حقيقت و جوهر هستي است؛ قلة كمال انسان است. وارث همة انبياء و اولياست. او كه فرزند پيامبر گرامي اسلام، حضرت محمد مصطفي (ص) است.
عزيزان من! امروز دعوت به منجي كه مورد اتفاق همة مذاهب اسلامي و همة اديان ابراهيمي است، مي¬تواند بهترين محور عملي وحدت در دوران ما باشد. ما نيازمند شناخت و معرفي و دعوت بشريت به عصارة هستي و قلة كمال خلقتيم. او كه اسم اعظم الهي و نجات بخش همة بشريت و پايان دهنده به همة رنجها و آلام انسانها در طول تاريخ است.
عزيزان من! امروز رسالت ما فراتر از جغرافياي امت اسلام است. رسالت علماي اسلام، رسالت پيامبر گرامي اسلام است. دعوت همة عالم به توحيد و دين حنيف و به منجي از نسل پيامبر گرامي اسلام، همان گونه كه پيامبر اسلام رسالت هدايت همة بشريت را داشته¬اند. امروز هم علما، مسئوليت دعوت همة بشريت به توحيد و حاكميت ارزشهاي توحيدي را دارند و البته امروز كامها تشنة توحيد و جانها طالب حقيقت و عدالت است

جهان امروز در يكي از نقاط عطف تاريخ خود به سر مي¬برد. همه ما شاهد دگرگونيهاي وسيع، متنوع و سريع هستيم. گويي خداوند تبارك و تعالي تحولات بزرگي را با تدبير خود رقم مي¬زند و با قدرت و حكمت بالغه خود سنتهاي خويش را جاري مي¬كند.
باطل در مسير هزيمت و اضمحلال است و حق در حال تحقق با كلمات رب است؛ و ليحق الحق بكلماته.
با نگاهي اجمالي به اوضاع جهان امروز به اين حقيقت واقف مي¬شويم كه معادلات جهاني به سرعت به نفع حق و عليه باطل رقم
مي¬خورد. ملاحظه بفرماييد قدرت بزرگ و جهاني شوروي سابق در هم شكسته شد، بدون جنگ و خونريزي و دخالت و تدبير انساني. اين تدبير الهي و جلوه¬اي از اعمال قدرت اوست. بعد از فروپاشي شوروي، قدرت مقابل او تصور كرد كه قلمرو امپراتوري شوروي سابق مي¬تواند به قلمرو او اضافه شود و
بي¬محابا با استكبار و خودخواهي سعي كرد قدرت مطلقه و ديكتاتور اول جهان شود. از اين رو لشكر كشي¬هاي خود را آغاز كرد، از جمله تلاش كرد تا سيطرة خود را برجهان اسلام و خاورميانه بگستراند و نقطة عطف اين لشكركشي و قدرت نمايي را بر زمين مظلوم عراق قرار داد.
امروز بعد از قريب 4 سال ببينيد چه آثاري بر اين لشكركشي مترتب شده است؟ صدها هزار نفر از مسلمانان در عراق كشته شده¬اند، ميليونها نفر در كشور خود آواره شده¬اند يا به كشورهاي ديگر رفته¬اند. همزيستي صدها ساله مردم را دستخوش ستم و تهديد خويش قرار داده¬اند و گروهها، طوايف و مذهب را عليه يكديگر تعريف مي¬كنند تا وحدت عراق را از هم بپاشند. بذر نفاق و ترور را كاشته¬اند و با باز نگه داشتن قسمتي از مرزها اجازه مي¬دهند عناصر منحرف وارد شوند و به نام فرقه¬هايي از مسلمانان مردم عراق را به خاك و خون بكشند.
آنها شرارتها كرده¬اند و خسارتهاي معنوي و مادي كه از شمارش و اندازه بيرون است، وارد كرده¬اند. اما چه به دست آورده¬اند؟ نفرت مردم را در تمام جهان و دنياي اسلام. بر باد دادن ثروتهاي مردم امريكا و متحدانش. فرو رفتن در باتلاقي كه بيرون آمدن از آن محال است يا بسيار سخت و پر هزينه. هيمنه جهاني آنان در صحنه عراق فرو ريخت و شكست تاريخي خوردند.
نظير همين اتفاق در لبنان قهرمان افتاد. حكومت غاصب صهيونيستي حمله كرد، خسارت زيادي را بر مردم لبنان تحميل نمود، اما شكست خورد، شكستي تاريخي.
در نقاط ديگر جهان نيز آثاري از ضعف و فتور قدرت زورگوي جهاني پيدا شده است. عمق شكست قدرت جهاني در شكست ايدئولوژي و منطق آنان است. آيا امروز كسي در جهان دموكراسي مورد ادعاي آنان را باور مي¬كند؟ كدام دموكراسي؟ انديشه¬ها با عمل محك مي¬خورد. كدام عمل آنان، ادعايشان را تأييد مي¬كند. آنها در كشورهاي خودشان هم نتوانستند ذات ليبرال دموكراسي را مخفي كنند.…»

جمهوري اسلامي ايران معتقد است كه اساس مناسبات جهاني بايد برپاية عدالت، محبت و احترام به كرامت انسانها باشد. مشكلاتي كه امروز در سطح جهان مشاهده مي¬كنيم ناشي از انحراف برخي قدرتها از اين اصول است. شما نگاه كنيد ظلمها، تجاوزها، جنگها، كينه¬ورزيها و بداخلاقيهايي كه در دنيا هست همه ناشي از عدول برخي قدرتها از اين اصول ارزشمند است.
قدرتهايي هستند كه فقط به منافع، گروهها و احزاب خودشان مي¬انديشند و در مقابل منافع آنها، استقلال، عزت و منافع ملتها ارزشي ندارد. وضعيتي كه امروز در سرزمينهاي اشغالي فلسطين مشاهده مي¬كنيد، اوج تجلي اين روحيات در قدرتهاي زورگوست. عده¬اي را وادار كردند به زور اسلحه سرزمينهاي يك ملت را اشغال كردند. جمعي از آنها را آواره كردند و بقيه را تحت ظلم و ستم نگه داشتند. هر روز خانه¬ها را بر سر زن، بچه، پير و جوان خراب مي¬كنند و جوانها را با اعلام قبلي و بدون اعلام قبلي در خيابانها و كوچه¬ها ترور مي¬كنند و جالب است اين قاتلهاي آدمكش از دست همان قدرتهاي زورگو مدال صلح
مي¬گيرند.
چرا اين طور است؟ علت اين است كه يك عده¬اي از قدرتهاي زورگو هستند كه فقط به منافع خودشان مي¬انديشند. آنها شعار دموكراسي، آزادي و حقوق بشر مي¬دهند، اما جز به منافع خودشان نمي¬انديشند. آمده¬اند يك پايگاهي در قلب منطقة خاورميانه براي چپاول حقوق ملتها درست كرده¬اند. اين ريشة مشكلات جامعه بشري است.
براي حل مشكلات جامعه بشري بايد اين رفتار قدرتهاي زورگو عوض بشود. و حرف ملت ايران امروز اين است، مديريتي كه بر برخي از قدرتهاي بزرگ و مجامع جهاني اعمال مي¬شود، اين مديريت بر ضد حقوق ملتهاست.
ما فكر مي¬كنيم مديريتي كه توسط برخي از قدرتهاي بزرگ اعمال مي¬شود چه در مناسبات دوجانبه و بين¬المللي و چه بر سازمانهاي جهاني اين مديريت ريشة مشكلات جامعه بشري است و اين نوع مديريت بايد هم به لحاظ نوع نگاه به مسائل جهاني و انساني و هم به لحاظ رفتاري عوض بشود. البته ما آنها را به اصلاح شدن، احترام به حقوق ملتها و دوستي با ملتها دعوت و به صلح و امنيت براي همه ملتها دعوت مي¬كنيم. ما به آنها مي¬گوييم دست از خودخواهي، تجاوزگري و اشغالگري برداريد و البته اميدواريم كه به اين دعوت پاسخ مثبت بدهند.
ما فكر مي¬كنيم همه دولتهاي مستقل و همه ملتها امروز بايد دست به دست هم بدهند و براي برقراري صلح و امنيت در همة جهان تلاش كنند كه رفتار قدرتهاي زورگو عوض بشود.
خوشبختانه اين به سرعت در حال وقوع است. امروز ملتها به سرعت بيدار مي¬شوند و چهره واقعي قدرتهاي زورگو و دروغگو آشكار مي¬شود و ملتها و دولتهاي مستقل هر روز با هم دوست¬تر و رابطة آنها صميمي¬تر مي¬شود.
اميدواريم قدرتهاي بزرگ رفتارشان را اصلاح كنند و ما شاهد برپايي عدالت و دوستي در همه جهان باشيم و روزي را تجربه بكنيم كه همه در صلح و آرامش و رفاه زندگي مي¬كنند. ملت آذربايجان و ملت ايران در اين مسير حركت مي¬كنند. در خدمت شما هستيم

بعضيها اصرار دارند ما را در نظامات جهاني حذف كنند. حتي در كارهاي علمي و علوم تجربي هم مي¬خواهند ما را منحصر و محصور كنند به راهي كه ديگران رفتند. حتي در نظريه¬هايي كه در كشور مبدأ آن نظريه هم گروههاي مخالف وجود دارند و دهها نظرية متفاوت هست، اينجا كه مي¬رسد ما را
مي¬خواهند محصور كنند به يك نظريه و اسم علم را روي آن بچسبانند و اجازه ندهند ما اصلاً فكر كنيم.
الان مشكل ما در اقتصاد اين است كه با نسخه¬اي كه نظامات سرمايه¬داري براي كشورهايي مثل ما مي¬پيچند، مي¬خواهند كشور و اقتصاد اسلامي را اداره كنند. تناقضات و مشكلات از اينجا بيرون مي¬آيند. بايد بنشينيم طراحي كنيم، مي¬توانيم، همه مباني¬اش را داريم، ساز و كارهايش را هم طراحي كنيم، اين آن چيزي است كه بسيج استادان
مي¬تواند.
در علوم سياسي هم همين¬طور است. چند روز پيش با جمعي از دانشجويان جلسه¬اي داشتيم. يك دانشجوي عزيز كه دكترا
مي¬خواند، آمد يك صحبتي كرد قبل از من، آمد گفت مباني قدرت سه چيز است، يا علم و فناوري يا ثروت و سرمايه و يا ارتش و قواي نظامي است. بعد نوبت من شد، من به ايشان خطاب كردم و گفتم برادر عزيز! منابع ديگري هم براي قدرت وجود دارد. آيا ايمان به خدا منشأ قدرت نيست؟ مگر نفرمود انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين ، چرا نيست؟ ادبياتي را كه در حوزة سياسي طراحي كرده¬اند، عيناً مي¬خواهيم بياوريم در داخل رواج بدهيم، تربيت كنيم، مبناي تصميم¬گيريهاي نظام سياسي خودمان قرار بدهيم. مي¬شود و بايد وارد اين كار بشويم

ما در مأموريتمان در اين دنيا شايد اگر همة مأموريت را خلاصه كنيم، دو مأموريت بيشتر نباشد؛ مأموريت اول دعوت به خداپرستي و توحيد است. توحيد اساس خلقت است. در ذره ذرة وجود عالم جاري است. همة ذرات عالم به طور مستمر فرياد توحيد سر مي¬دهند. بدون توحيد انسان نه راه را مي¬شناسد نه قله را مي¬شناسد و نه راهنما را مي¬شناسد و نه تواني براي حركت دارد. اعتقاد به توحيد و حركت در مسير توحيد يعني اعتقاد به اينكه همة اين عالم مدير و مدبري دارد. خالق يكتايي هست كه همه قدرتها و علمها از آن اوست. همه چيز را مي¬داند و هيچ چيز براي او پنهان نيست. ظاهر و باطن و گذشته و آينده و غيب و شهود، همه چيز را مي¬داند و كسي از خودش علمي ندارد مگر به اذن الله، مگر با اجازه خدا و مگر اينكه خدا عنايت كند. هيچ كس از خودش در اين عالم قدرتي ندارد و اگر قدرتي هست، از ناحية خداوند است. او قدرت و علم مطلق است.
دعوت به توحيد يعني دعوت به شناور شدن در ملكوت و حركت به سمت خدا يعني دل دادن براي خدا. دعوت به توحيد يعني همه كارها براي خدا باشد. دعوت به توحيد يعني هر كاري كه براي خدا نباشد ابتر و فاني است و ارزش ندارد. دعوت به توحيد يعني دعوت به يك نظام ارزشي الهي كه در آن تعريف، كرامت و آيندة انسان تعريف ديگري است.
دعوت به توحيد يعني دعوت به محبت و عشق و كمال جويي. مي¬بينيد كه سرلوحة حركت پيامبران الهي دعوت به توحيد است و همه چيز را با توحيد آغاز مي¬كنند. بدون توحيد هيچ چيز مفهومي ندارد. وجودي نيست غير از خداي متعال. و اگر كسي عاشق خوبيهاست و مي¬خواهد خوبيها در عالم جاري بشود، بايد بشريت را دعوت به توحيد بكند. در جامعة خداپرستان جز زيبايي چيزي وجود ندارد. اختلاف، تنازع و عقبگرد و در جازدني نيست و همه¬اش حركت به سمت قله¬هاست. تاريكي، ظلمت و جهلي نيست. و از خودخواهي و غرور و برتري جويي و استيلا خبري نيست. دعوت به توحيد و خداپرستي يعني آدمها از خود و از سيطرة هواهاي نفس و خودخواهيها و مادة محدود بيرون بيايند و در فضاي لايتناهي پرواز بكنند.
اين اولين مأموريت هر انسان مؤمن و موحد و اولين مأموريت همه انبياي الهي و اولياء و ائمه معصومين (ع) بوده است. اصلاً نمي¬شود كسي مؤمن به خدا باشد و دعوت به خداپرستي و يكتاپرستي را در بالاترين سطح كارهاي خودش قرار ندهد.
دومين مأموريت اداره، پيشبرد و ساختن جامعه سعادتمند و حيات طيبه اسلامي بر پاية عدالت است. عدالت انعكاس توحيد در روابط اجتماعي و انساني است. عدالت مقوم جامعة بشري و مقوم محبت و عشق است. بدون عدالت امكان حركت و تعالي و ساختن و سازندگي وجود ندارد. بدون عدالت خلاقيتها كور مي¬شود، استعدادها از بين
مي¬رود، امنيت و پيشرفت حقيقي در سايه عدالت است. استحكام جامعه بر پايه عدالت است.
در ساية عدالت است كه خداپرست ديده خواهد شد. و اين هم مأموريت دوم است. حركت به سمت جامعة سعادتمند و حيات طيبه الهي براساس عدالت است. خداپرستي و عدالت دو ركن¬اند و پيامبران و ائمه پرچمداران اين دو بوده¬اند و امروز ما مأموريتي جز دعوت به توحيد و تلاش براي برپايي عدالت نداريم

…آنچه به حركت همة انسانهاي صالح انگيزه و اميد و مفهوم و جهت مي دهد و آرزوي همة انسانهاي پاك است، آن اتفاق مهمي است كه بايد در عالم بيفتد. همة هستي و عالم در جهت تحقق آن اتفاق است. مگر نه اين است كه همة ذرات عالم هر لحظه فرياد مي زنند لا اله الا الله، سبحان الله، الحمدلله. اين هماهنگي با آن آهنگ اصلي آفرينش است. همه دست اندركار تحقق آن آرمان اند. اگر آن را برداريم، چيزي باقي نمي ماند. انبيا تقريباً مثل دو امدادي يكي يكي آمدند و بشر را مرتب جلو بردند و الان هم انسان كامل دارد بشر و عالم را مديريت مي كند تا به آن نقطه برسد.
مي خواهم خدمت شما عرض كنم، امروز كل بشر در يك نقطة عطف تاريخي قرار گرفته است. نقطة عطفي كه ان شاءالله مسير را تا تحقق آن آرمان بزرگ سرازيري و پر شتاب خواهد كرد. آثارش را كه داريم در دنيا مي بينيم. شما كه رسانه اي هستيد و مي بينيد كه در دنيا چه خبر است. فوج فوج دلها دارد متوجه يك حقيقت نوراني [مي شود.] مطالبات ملتهاي دنيا را ببينيد، در قرن گذشته ببينيد مطالبات چه بود؟ حداكثر مطالبه اي كه يك [ملت] دنبال آن بود، استقلال و آزادي بود. الان مي بينيد كه ملتها دنبال عدالت اند و عدالت بسيار بسيار بالاتر و فراتر از استقلال و آزادي است. دنبال معنويت، عشق و محبت اند؛ يعني يك گام بلند جلو آمده است و اينها نشانه است. مأموريت ملت ما در اين حركت عمومي بشر مأموريت بسيار سنگيني است.
امروز ما دو وظيفة بسيار مهم بر عهده داريم؛ وظيفة اولمان اين است كه اين كشور را به سرعت بسازيم. جامعة الگو و حيات طيبة اسلامي را برپا كنيم، اين مأموريت بزرگ امروز ماست و مأموريت دوم ما معرفي اين الگو به بشريت است. بشريتي كه دارد از ما مطالبه مي كند…

 

سالهاست جهان درگير مناسبات غير عادلانه اي است كه هر روز تبعات و ناهنجاريهاي ناشي از آن به نحو گسترده و بارزي خود را نشان مي دهد. نابسامانيها زيادتر مي شود، تهديدها روزافزون است، حقوق ملتها تضييع مي گردد نا امني فزاينده اي بعضي كشورها را تهديد مي كند، جان و مال، هويت ملي و ارزشهاي متعالي تاريخي جاري در جوامع كه ثمره تلاشهاي مستمر مصلحان و انبياي الهي و دلسوزان بشري است درمعرض تهاجم و تخريب و انهدام است. اراده هايي در عالم وجود دارند كه از تعالي و پيشرفت معنوي و مادي انسانها جلوگيري مي كنند. آنها حقوق انساني را پايمال مي كنند و بر اين اقدامات اصرار مي ورزند. حق آشكار پايمال مي شود و باطل ترويج و تحسين مي گردد. به كارگيري زور در مناسبات امري عادي تلقي مي شود. اتكاء بر سلاح به جاي اتكاء بر عقل و منطق، فريب و چندگانگي به جاي ترويج حقيقت و يكرنگي و ترويج مناسبات زورمدارانه به جاي ارزشهاي انساني و عادلانه جهان امروز را در بخشهاي وسيعي دچار ضعف و تاريكي و مشقت نموده است.

…متأسفانه امروز سايۀ تهديد، تجاوز و ظلم زندگي را بر بشر تلخ كرده است. هر روز اخبار ناگوار از گوشه و كنار عالم دربارة تجاوزها، ظلمها، حق كشيها و كشتارها به گوش مي رسد. هرجاي عالم مي رويم، آثار سلطه گران، اجحاف، تحقير و تحميل چند قدرت بزرگ خودش را نشان مي دهد. جريان چپاول ثروت ملتها بخش عمده اي از بشريت را در فقر كامل فرو برده است و از سوي ديگر عدۀ قليلي از ثروتمندان و اصحاب قدرتهاي جهاني كيسه ها و خزائن سيري ناپذير خود را انباشته تر مي كنند. مشكل چيست؟ ريشۀ بدبختيها و مشكلات امروز بشر در كجاست؟ عزيزان من! ريشۀ مشكلات بشر اين است كه عده اي از قدرتها به حقوق خودشان، به قانون، به عدالت، به معنويت و به ارزشهاي الهي و انساني پايبندي ندارند. آنها مي خواهند بيش از استحقاق خودشان و فراتر از قانون حقوقي را در اختيار داشته باشند. در دنيا امر و نهي بكنند، فرمانروايي بكنند، ملتها را به زير حاكميت و سلطۀ خودشان بكشند. آنها علاقه مندند فرمان آنها توسط همۀ ملتها اطاعت بشود. آنها با هر نوع اقدام يا حركتي كه بويي از استقلال، شرف و عزت بدهد مخالفت مي كنند. آنها بر برخي از مراكز تصميم گيري جهان حاكميت پيدا كرده اند. بعد از جنگ دوم جهاني با تمهيدات قبلي، با تزوير و با فشار تبليغات، فشار اسلحه و فشارسياسي برخي از مراكز تصميم گيري جهان را در اختيار خودشان گرفته اند و براي خودشان حقوق ويژه تعريف كرده اند و مي خواهند با آن حقوق ويژه بر ملتها مسلط بشوند. صحنۀ فلسطين را ببينيد، بيش از 60 سال است اين قدرتها براي تأمين منافع خودشان يك مشت تروريست، انسانهاي آدمكش و خشن را برملت فلسطين حاكم كرده اند و هيچ مقررات، قانون و ضابطه اي را هم رعايت نمي كنند. مشكل امروز بشريت اين قدرتهاي بزرگ اند…

…دوره ليبراليسم تمام شد، ته مانده آن هم به زودي از دنيا برچيده خواهد شد. برخلاف آن حرفهايي كه گفته اند دين به پايان خط خود رسيده است و دموكراسي پايان تاريخ است، من مي گويم ليبراليسم به پايان خط خود رسيد،تمام، حرفي براي دنياي امروز ندارد. مي بينيد، نمي تواند اداره كند.60 سال است نمي تواند مسئله فلسطين را حل كند. براي اينكه مباني و روشهايش ظالمانه است و حل نمي شود. اما انديشه اسلامي راه حل عادلانه دارد و فوري حل مي كند، مسئله عراق، افغانستان و كشورهاي خود را نمي توانند حل كنند، براي اينكه مباني آنها عادلانه نيست و اين راه حل ها به نيازهاي امروز بشر پاسخ نمي دهد. و مي بينيم بشر الان دارد به سرعت و روز افزون در جهت معنويت و عدالت مطالبه مي كند…

…در رأس مشكلات بشر، هميشه تبعيت از طاغوت بوده است. تبعيت از طاغوت ريشه همه مشكلات بشر است. به تعبير ديگر حاكميت طاغوت و مستكبرين ريشه همه مشكلات بشر از اول تا امروز بوده است. مشكل مردم مكه چه بود. ابوجهل و ابوسفيان حاكم بود. والا اگر پيامبر حاكم باشد، همه چيز درست مي شود.
عزيزان من! امروز هم مشكل بشر، حاكميت قدرتهاي طاغوتي بر عالم است؛ بر اقتصاد، فرهنگ و سياست سيطره پيدا كرده اند. مي بينيد چه خبر است. من سال گذشته بعضي موارد را اينجا مثال زدم. به كشوري سفر كرديم كه از نظر آب، زمين كشاورزي و معادن بسيار غني است. برخي از اين كشورهاي اروپايي و امريكا دارند معادن آن را مي برند، اما مردمش فقير مطلق هستند. بعد هم اينها را به جان هم مي اندازند كه جنگ و دعوا كنند كه متوجه نشوند چه اتفاقي دارد مي‌افتد. اخيراً به سنگال رفته بوديم. رئيس‌جمهور خوبي دارد، مرد خيلي متين و فهميده‌اي است. خودش و برادرش آدمهاي مؤمن و خوبي‌اند. بيش از هشتاد سال دارد. جزيره‌اي را در كنار داكار و همان جايي كه مستقر بوديم‏‏، به ما نشان داد كه دو سه كيلومتر با ساحل فاصله داشت. گفت: اين جزيره تاريخي است. سيصد سال اين امريكاييها و اروپاييها مردم افريقا را به صورت برده اينجا جمع مي‌كردند و مي‌گفت پدر را از خانواده جدا مي‌كردند، زن را از همسر، فرزند را از پدر و مادر و اينها را به اين جزيره مي‌آوردند. بعد كشتيهاي بزرگي كنار اين جزيره مي‌آمدند. يك ناوداني درست كرده بودند، دست و پاي اينها را مي‌بستند و از آن بالا مثل كيسة گندم مي‌انداختند. سيصد سال [برده داري رواج داشت.] مي‌بردند و از اينها بيگاري مي كشيدند. آن وقت براي خودشان تمدن درست كرده اند.
راه نجات بشر بازگشت به فرهنگ انبيا و دامان امام است. راه ديگري نيست. كسي خيال نكند كه آقا ما هم مي‌رويم دموكراسي [ايجاد
مي كنيم] و نجات پيدا مي‌كنيم. اينها نيست. اگر دموكراسي در خدمت فرهنگ امام بود، مفيد است و نبود، ضلالت است…

…مشكل امروز بشريت اين است كه برخي از قدرتها از ايمان به خدا، تقواي الهي، توجه به خدا و از مسير انبيا روگرداني مي كنند. متكي بر هواها و هوسهاي خودشان مي خواهند دنيا را اداره بكنند. مشكل امروز دنيا حاكميت مديريت بي تقوا، بي ايمان، ناپاك، آلوده و تابع وسوسه هاي شيطان و هواهاي نفساني است. مشكل امروز بشر اين است عده اي قلدر، زورگو و خودپرست بر قدرتهاي بزرگ عالم حاكمند.
منابع و ذخاير ثروتهاي عالم را، خزائن، زرادخانه ها، انبارهاي تسليحاتي و قواي نظامي را در اختيار گرفته اند. آنها مي خواهند همۀ معادلات عالم را به جاي عدل، انصاف و دوست داشتن انسانها فقط با زور و قلدري حل بكنند. شما ادبيات و نحوۀ سخن گفتن اين قدرتها را نگاه بكنيد، به ملتها تحميل مي كنند، به محض اينكه ملتي مي ايستد بلافاصله او را تهديد مي كنند. آنجا كه از تهديد نظامي عاجزند، تهديد اقتصادي مي كنند. مي گويند داشته هاي خودمان را از شما دريغ مي كنيم. اين ادبيات امروز اين قدرتهاست. متأسفانه امروز بخش عمده اي از جهان گرفتار اين قدرتهاي فاسد و زورگو است كه مي خواهند سلطۀ خودشان را بر همۀ ملتها تحميل بكنند…

... امروز انديشه بشر از نقاط ممتاز مشتركى برخوردار است كه زمينه مناسبى براى تلاش مشترك ايجاد مى كند. امروز، با سپرى شدن عصر انديشه هاى الحادى، يگانه پرستى و اعتقاد به ربوبيت مبدا هستى از جمله مشتركات انسانها در كره زمين است. اين اعتقاد، راهگشاى بسيارى از مشكلات در عصر حاضر خواهد بود، زيرا حقيقت، نور ايمان و اخلاق را وارد زندگى مى كند و [انسان] را از تجاوز، زورگويى و بى عدالتى باز مى دارد و به سوى مهرورزى و خدمت به همنوع رهنمون مى سازد. اميد ديگر، درك مشترك جهانى از منابع معرفتى است. گرچه عقل، تجربه و علم از منابع بزرگ و عظيم معرفتى هستند، تاريك انديشى قرون وسطى بخش عمده اى از جهان غرب را از اين منابع مهم معرفتى محروم كرد. عكس العمل حركت متحجرانه مزبور در بازداشتن مردم از دسترسى به علم و معرفت، به كنار گذاشتن منابع ديگر معرفتى يعنى خدا و معرفتهاى دينى از زندگى بشر در غرب منجر شد؛ معرفتهاى آسمانى اى كه پيامبرانى چون نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و محمد (كه درود خداوند بر آنان باد) حاملان آن بودند. اما تفكرات الحادى رو به افول است و نقطه مشترك و درخشان [انديشه] بشرى در حال حاضر توجه توامان به دين و دانش و علم و معنويت مى باشد و اين شروع مباركى است. از آموزه هاى متعالى و مهم پيامبران بزرگ الهى و مصلحان بشرى نگاه شايسته به انسان و جايگاه رفيع اوست. انسان صاحب كرامت است و مهم ترين كرامت او جانشينى خداوند در زمين است. خداوند انسان را در زمين قرار داد تا به آبادانى آن و بسط عدالت همت نمايد، از خودخواهى بپرهيزد و هيچ خدايى را جز پروردگار يكتا پرستش نكند. ايمان و عمل صالح مى تواند نيك فرجامى را براى انسان در همين دنيا نيز به ارمغان آورد. دستيابى به چنين امرى تابع اراده ما و شماست. مى توان بر مبناى فطرت مشترك بشرى اين زندگى خوب را محقق ساخت. از سوى ديگر، سلطه نظامى، افزايش فقر و فاصله كشورهاى غنى و فقير، توسل به زور و خشونت براى حل بحرانها، گسترش تروريسم به خصوص در شكل دولتى آن، اشاعه سلاحهاى كشتار جمعى، غلبه ناراستى در تعاملات بين دول و ناديده گرفتن حق برابر انسانها و ملتها در مناسبات جهانى از جمله بيمها و تهديدهاست. ما معتقديم اين بيمها و تهديدها اگر چه واقعى است، جبرى نيست و اراده مشترك انسانها نه تنها مى تواند اين روند را تغيير دهد، بلكه قادر است آن را به سوى حياتى سرشار از اميد و بهروزى سوق دهد. اين از آموزه هاى آسمانى ماست كه: خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى دهد، مگر آنكه آن قوم خود اراده تغيير داشته باشند ...

... ما معتقديم نظم پايدار و مولد آرامش و صلح آنگاه محقق خواهد شد كه بر دو پايه عدالت و معنويت برپا شود. هر چه جامعه بشرى از عدالت و معنويت دور شود، به همان نسبت به ناامنى نزديك خواهد شد، به طورى كه اندكى بحران ولو از جنس حوادث طبيعى نيز موجب بروز ناهنجاريها و رفتارهاى غير بشرى مى شود. متأسفانه در جهان امروز تبعيض و فقر به نحو چشمگيرى ديده مى شود. تبعيض خود بستر زايش كينه ورزى، جنگ و تروريسم است. ريشه عموم اين پديده ها دورى از معنويت و بى عدالتى است. عدالت از حقوق برابر، توزيع صحيح منابع در قلمرو حاكميت دولتها، از تساوى آحاد بشر در برابر قانون و از احترام به قراردادهاى بين المللى سخن مى گويد. عدالت حق همه را در داشتن آرامش، صلح و زندگى شرافتمندانه به رسميت مى شناسد. عدالت، زورگويى و رفتار دوگانه را نفى مى كند. عدالت مفهومى جذاب دارد و مورد علاقه و توجه همه ملتها ست. عقل و منطق در برابر عدالت خضوع مى كند. به گفته دخت گرامى پيامبر اسلام(ص): عدالت مايه آرامش و هماهنگى دلهاست. امروز دنيا منتظر چنين عدالتى است. اگر اراده انسانها به اين خواست فطرى پاسخ دهد، عدالت ظهور پيدا خواهد كرد. اين همان وعده الهى است كه همه انسانهاى پاك از همه اديان منتظرش هستند. اگر گفتمان حاكم بر مناسبات جهانى، گفتمان عدالت و معنويت باشد، صلح پايدار و آرامش تضمين مى شود و برعكس اگر مناسبات جهانى منهاى عدالت و معنويت تعريف و از اخلاق تهى گردد، آنگاه بسيارى از ساز و كارها براى ايجاد اعتماد و تحكيم صلح همچنان ناكافى و ناكارآمد خواهد بود. اگر عده اى بخواهند با اتكا به قدرت نظامى و اقتصادى برتر، از حق بيشترى برخوردار باشند، اين نه تنها صلح و آرامش به ارمغان نخواهد آورد بلكه موجب اشاعه مسابقه تسليحاتى و رشد فريبكارى و بيم و ناامنى خواهد شد. اگر روند جهانى بر اساس منافع گروههاى كوچك از قدرت پيش برود، بدون شك منافع بخش كثيرى از مردم حتى در كشورهاى قدرتمند نيز حفظ نخواهد شد؛ همان گونه كه در بحرانها و حتى حوادث طبيعى چون طوفان اخير نيز مشاهده شد. پيام امروز ملت تمدن ساز ما به ملتها و دولتها پيش به سوى آرامش و صلح پايدار بر اساس عدالت و معنويت است...

... جنگ، تجاوز و اشغال در سطح گسترده اى براى هشت سال از سوى رژيم صدام بر مردم ما تحميل شد و وحشتناك ترين سلاحهاى كشتار جمعى و شيميايى از سوى او عليه دو ملت ايران و عراق به كار گرفته شد. به راستى اين تجهيزات را چه كسانى در اختيار صدام گذاشتند؟ سؤال اساسى اين است، آنان كه امروز مدعى مبارزه با سلاحهاى كشتار جمعى هستند، آن روز چه واكنشى در برابر به كارگيرى سلاحهاى شيميايى نشان دادند؟ مردم دنيا گواهند كه جمهورى اسلامى ايران بر مبناى اصول انسانى حتى در سخت ترين شرايط و در حالى كه بيشترين قربانيها را مى داد، به خود اجازه نداد از اين سلاحها استفاده كند. هزاران كلاهك هسته اى موجود در زرادخانه ها و برنامه هاى توسعه اين سلاحها فضاى جديدى از اختناق و حاكميت جنگ افزار نظامى ايجاد مى نمايد و جامعه بشرى و حتى شهروندان كشورهاى صاحب اين سلاحها را تهديد مى كند. امروز، دولتى كه خود از سلاح اتمى استفاده كرده است و به توليد، انباشت و آزمايش گسترده آن ادامه مى دهد و دهها و شايد صدها هزار نفر از مردم عراق، كويت و حتى سربازان خود و نيروهاى متحد را با گلوله ها و بمبهاى اورانيومى هدف حملات نظامى قرار داده و به بيماريهاى صعب العلاج مبتلا نموده است و كسانى كه به صراحت مفاد «معاهده ان پى تى» را نقض مى كنند، حاضر به امضاى معاهده منع جامع آزمايشهاى هسته اى نشده اند و سلاحهاى كشتارجمعى را در اختيار رژيم اشغالگر صهيونيستى قرار داده اند و نه تنها در پى جبران خطاهاى خود نيستند، بلكه در حركتى زورمدارانه بر خلاف حقوق مصرح در اين معاهده درصدد منع دستيابى ساير كشورها به فناورى توليد انرژى صلح آميز هسته اى هستند. تمام اين نابسامانيها و رفتارها ناشى از عدم حاكميت عدالت و معنويت در روابط برخى دولتهاى قدرتمند با ساير ملتهاست...

 

رييس جمهور در پايان سفره دو روزه هيأت دولت به استان قزوين

رييس جمهور در پايان سفره دو روزه هيأت دولت به استان قزوين:
حضور مردم قزوين نشانه زنده بودن و ايستادگي آنهاست

     

رييس جمهور با تقدير از مردم انقلابي استان قزوين براي استقبال از خادمان ملت خاطرنشان کرد: حضور مردم نشان مي دهد که آنان همچنان مصمم ، زنده و مقاوم هستند و تا آخر ايستاده اند.

ادامه نوشته

کتاب داوود در ميان خشم جالوت دنيا

 

پرونده کتابهای احمدی نژادی خارجیِ؛ یکم:

 "داوود در ميان خشم جالوت دنيا"

 

داوود در ميان خشم جالوت دنيا

"David di Tengah Angkara Goliath Dunia"

این كتاب توسط پنج تن از طلاب مالزيايي تحصيل كرده در حوزه علميه قم به نام‌هاي محسن لبيب، ابراهيم محرم، موسي كاظم و الفيان حمزه نوشته و توسط انتتشارات ميزان به زيور طبع آراسته شده است. در مقدمه اين كتاب روزيانا سيلالاحي، سردبير شبكه خصوصي S.C.TV اندونزي كه در سفر آقاي احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور ايران به اندونزي مجال مصاحبه اختصاصي با ايشان را يافت، به نقل خاطرات خود پرداخته و احمدي‌نژاد را رهبري متواضع با تيپ و قيافه‌ شرقي، سخت‌كوش، آرمان‌گرا و ساده‌زيست توصيف مي‌كند. وي مصاحبه را عامل شكل‌گيري دوستي ويژه با ايشان مي‌داند و اشاره مي‌كند هديه‌اي از نماينده ايشان به‌رسم يادبود دريافت كرده است. در بخشي از اين كتاب به سوابق آقاي احمدي‌نژاد اشاره شده و از ايشان به‌عنوان دانشجوي انقلابي در رژيم شاه، رزمنده دوران دفاع مقدس، استاندار اردبيل، شهردار تهران و در نهايت به‌عنوان رئيس‌جمهور منتخب مردم ياد مي‌شود. متن كامل نامه آقاي احمدي‌نژاد به جورج بوش، مصاحبه ايشان با مجله اشپيگل و نامه به مردم آمريكا از فصل‌هاي آخر اين كتاب است.

تاريخ از ياد نمي‌برد كه دانشجويان اندونزي در هنگام سخنراني‌هاي احمدي‌نژاد در دانشگاه اندونزي و دانشگاه شريف هدايت‌الله چگونه از مواضع او حمايت مي‌كردند و رهبران جامعه خود را به الگوبرداري از محمود احمدي‌نژاد فرا مي‌خواندند.

 

ادامه نوشته

آلبوم تصاویر احمدی نژاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای مشاهده ی ادامه عکس ها کلیک کنید...

ادامه نوشته

مقام معظم رهبری - سفرهای استانی احمدی نژاد  

مقام معظم رهبری-سفرهای استانی احمدی نژاد 

مقام معظم رهبری:

سفر های استانی بسیار کار خوب و برجسته و لازمی است  و من تعجب می کنم واقعا بعضی ها چطور کاری که واضح هست این رو انکار می کنند و زیر سئوال می برند!

 

2،3 مگا بایت

دانلود کلیپ تصویری

 منبع:http://bacheshia.blogfa.com/

رهبر معظم انقلاب - تشکر از دکتر احمدی نژاد

رهبر معظم انقلاب - تشکر از دکتر احمدی نژاد

من باید تشکر کنم از آقای احمدی نژاد که ایشون کار جدیدی کردند، عدالت محوری را به عنوان یک شعار گذاشتند وسط . این خیلی کار بزرگی بود...

1،7 مگا بایت

دانلود کلیپ تصویری

مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دولت نهم دکتر احمدی نژاد

دانلود کلیپ مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دولت نهم دکتر احمدی نژاد

 مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دولت نهم دکتر احمدی نژاد

 1،1 کیلو بایت

دانلود کلیپ تصویری

منبع:http://bacheshia.blogfa.com

دولت نهم كمترين ميزان شكايات را در كميسيون اصل 90 داشته است

نايب رئيس كميسيون اصل 90 مجلس گفت: بر اساس آمار و بررسي‌هاي اين كميسيون، دولت نهم نسبت به دولت‌هاي قبلي كمترين ميزان شكايات را داشته است.

حسين اسلامي نماينده ساوه در مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با فارس، در مقايسه دولت نهم و دولت‌هاي قبلي، اظهار داشت: در كميسيون اصل 90، پنج كميته كارشناسي وجود دارد كه شكايات صورت گرفته عليه سه قوه را دريافت و رسيدگي مي‌كنند و نتايج آن را به صورت جدول و نمودار در اختيار روساي سه قوا و مطبوعات قرار مي‌دهند.

وي افزود: بر اساس اطلاعات اين كميسيون شكايات صورت گرفته از دولت نهم بعد از 9 ماه از شروع آن روند رو به كاهشي داشت، به طوري كه اين شكايات سال به سال كمتر و كمتر شد و بر اساس آخرين آمارها مشخص شد كه دولت نهم نسبت به دولت‌هاي قبلي كمترين ميزان شكايات را داشته است.

نايب رئيس كميسيون اصل 90 مجلس در خصوص دليل روند كاهش شكايات از دولت نهم، تصريح كرد: سفرهاي استاني هيئت دولت دليل بارز اين امر است چرا كه اين شكايات در سفرهاي استاني جمع‌آوري و به آنها رسيدگي مي‌شد.

نماينده ساوه خاطرنشان كرد: دولت نهم با انجام موفقيت‌آميز وظايف خود توانست تعداد شكايات عليه خود را كاهش محسوسي دهد و رضايت مردم را بدست آورد.

وي در خصوص رويگرداني مردم از دولت اصلاحات گفت: با توجه به فرمايشات امام خميني(ره) كه «مردم ولي نعمت ما هستند» لذا اگر هر كس در هرجا و با هر انديشه سياسي به اين ادبيات امام توجه كند، به طور طبيعي در جلب رضايت مردم موفق مي‌شود و همچنين به هر اندازه كه در اين زمينه بي‌توجه باشد به همان اندازه نارضايي مردم را به دنبال دارد و اين بارزترين دليل نارضايي مردم از اين دولت است.

اسلامي افزود: در اداره كشور نبايد از كشورهاي ديگر تقليد كرد، چرا كه ما يك نظام متفاوت به نام ولايت فقيه هستيم و در اين نظام مردم مستقيما مورد توجه‌ هستند لذا اگر دولتي مردم را تكريم كند و ساده‌زيستي را رواج دهد، مردم به سمت آن حركت مي‌كنند و اين همان كاري است كه دولت نهم در انجام آن موفق بوده است.

منبع:http://bacheshia.blogfa.com

مردم هنوز بدنبال الگوي ايمان، مديريت و تقواي شهيد رجايي هستند

 

رييس جمهور در جمع مردم انقلابي قزوين:
مردم هنوز بدنبال الگوي ايمان، مديريت و تقواي شهيد رجايي هستند

 

     


دكتر احمدي نژاد قزوين را ديار شهيد جاويد رجايي دانست و با اينكه عطردل‌انگيز شهيد رجايي در فضاي اين ديار پراكنده است، گفت: شهيد رجايي الگوي مديريت مردمي و انقلابي بود. مؤمني كه قامت رعنايش سوخت تا قامت اين ملت همواره ايستاده بماند. او كسي بود كه مردم پس از شهادتش هنوز الگوي، ايمان، مديريت و تقواي وي را جستجو مي‌كنند.
...

ادامه نوشته

برخی عملکردهای دولت نهم - قسمت ششم

 

* نزدیک به ۴۸ هزار روستا در سال ۸۴ دارای ارتباط مخابراتی بوده‌اند که این میزان درپایان سال ۸۷ به بیش از ۵۳ هزار روستا رسیده است و دفاتر ICT روستایی نیز در مدت مشابه از ۹۶۳ دفتر به ۸ هزار و ۲۰۰ دفتر افزایش یافته است.

* در همین زمان تعداد تلفن‌های همگانی شهری از ۱۴۱ هزار دستگاه به ۲۱۷ هزار دستگاه و تلفن‌های همگانی راه دور نیز از ۶۴ هزار دستگاه به ۱۶۲ هزار دستگاه رشد یافته است.

* ۵۶ هزار کیلومتر شبکه فیبر نوری کشور در سال ۸۴ به ۱۲۵ هزار کیلومتر در پایان سال ۸۷ افزایش یافته و شهرهای زیر پوشش تلفن همراه در مدت مشابه از ۹۹۹ شهر به هزار ۲۷ شهر رسیده است.

* تعداد کاربران اینترنت در سال ۸۴ از ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر درسال ۸۴ به ۲۱ میلیون نفر در پایان سال ۸۷ رسیده است و پورت‌های دسترسی دیتا از بیش از ۱۴ هزار پورت به ۵۰ هزار پورت در همین زمین رسیده است.

بقیه در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

گزارش رجا از تفاوت سفرهاي استاني احمدي نژاد با خاتمي و هاشمی

تفاوت سفرهاي استاني احمدي نژاد با خاتمي و هاشمی

گزارشي جذاب و خواندني از رجانيوز. براي مطالعه روي ادامه مطلب كليك فرماييد.

ادامه نوشته

رييس جمهور در ديدار معاون رهبر كليساي شرق آشوري

رييس جمهور در ديدار معاون رهبر كليساي شرق آشوري:
ايران جايگاه ويژه اي براي همه اقوام و اديان آسماني قايل است

     

رييس جمهور با بيان اينكه آرزوي همه انبياء الهي نجات بشريت و حاكميت صلح و آرامش بر جهان بوده است گفت : امروز پيروان پيامبران الهي از جمله حضرت موسي ، حضرت مسيح و پيامبر اسلام بايد دست به دست هم و با تبعيت از آموزه هاي پيامبران آرزوي آنان را محقق كنيم .

ادامه نوشته

دولت نهم و طنز و«گفت و شنود» كيهان

 

ستون هاي طنز روزانه روزنامه ها معمولا از ستون هاي اصلي و پرمخاطب مطبوعات هستند، اهميت اين ستون ها چنان است كه گاه روزنامه اي را تنها با ستون طنز آن مي شناسند و يا تنها به خاطر ستون طنز آن مي خرند! و البته گاه همين موقعيت ممتاز كار دست طنازها و بعضاً سلسله جنبانان آنها مي دهد و باعث مي شود به علت بي پروايي ها دولت مستعجل شوند! اما دو استثناء بزرگ در مطبوعات ايران وجود دارد كه هم به لحاظ تاثير اجتماعي و هم به لحاظ شخصيت مولف، و هم به لحاظ آشنايي با رموز مانايي و ديرپايي سالها مورد توجه اهل قلم و دقيقه بوده اند، نخست نوشته هاي مرحوم صابري صاحب ستون «دو كلمه حرف حساب» در روزنامه اطلاعات - گر چه چراغش ديگر روشن نيست - و ديگر مكتوبات روزانه حسين شريعتمداري نويسنده ستون «گفت و شنود» در روزنامه كيهان!
بقیه در ادامه مطلب...
ادامه نوشته

دانلود فیلم سخنرانی احمدی نژاد در ژنو- دوربان دو

 

 دانلود فیلم سخنرانی احمدی نژاد در ژنو

دانلود فیلم سخنرانی احمدی نژاد در دوربان سوییس

دانلود فیلم سخنرانی احمدی نژاد در دوربان

 

مرتبط:

فیلم: اخلال در سخنرانی احمدی‏نژاد در ژنو

سخنراني پرشور احمدي‌نژاد در ژنو باوجود اخلال صهيونيست‌ها به اضافه فیلم ویدئویی آن

 

برخی عملکردهای دولت نهم - قسمت پنجم

 

*عملکرد دولتها قبل از ابلاغ سیاستهای اصل ۴۴ در واگذاری از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳ معادل ۲۷ هزار و ۱۵۵ میلیارد ریال بوده است که پس از ابلاغ این سیاست‌ها در خرداد ماه ۱۳۸۴ روند صعودی به خود گرفته و تا سال ۱۳۸۷ به ۳۷۰ هزار و ۸۹۶ میلیارد ریال رسیده است.

*  از مجموع ۸۵ هزار و ۶۷ میلیارد ریال سهام واگذار شده به بخش خصوصی، ۷۶۴ میلیارد آن مربوط به سال ۱۳۸۴، سه هزار و ۶۵۵ میلیارد ریال مربوط به سال ۱۳۸۵ و ۴۵ هزار و ۱۲۳ میلیارد ریال مربوط به سال ۱۳۸۶ است.

* طی سال‌های ۸۴ و ۸۵ هیچ سهامی به بخش عمومی غیر دولتی ( رد دیون ) صورت نگرفته ولی این رقم در سال ۸۶ معادل ۲۷ هزار و ۶۲۷ میلیارد ریال بوده که در سال ۸۷ به ۴۰ هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال افزایش پیدا کرده است.

* مجموع واگذاری سهام از طریق سهام عدالت که یکی از ابتکارات دولت نهم بود تا کنون ۲۲۵ میلیارد ریال برآورد می‌شود.

* بعد از ابلاغ سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی ۴۹ شرکت در سال ۸۴ به بخش خصوصی واگذار شد. این تعداد در سال ۸۵ به ۵۲ شرکت و در سال ۸۶ به ۹۲ شرکت و در ۹ ماهه سال گذشته به ۱۴۵ مورد افزایش یافت.

بقیه در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته