انقلاب رنگى يا خواب رنگى ؟!

 استفاده كنندگان از اين رنگ مدعى تعلق اين رنگ به اهل بيت و ... هستند اما مشخص نمى سازند كه رنگ منسوب به اهل بيت چه نسبتى با برگزارى انتخابات دارد ؟ جالب تر ا اينكه رنگ توسط كسانى به كارگرفته مى شود كه شديداً مخالف استفاده (سوءاستفاده) از نمادهاى دينى هستند و ديگران را متهم به خرافه گرايى و خيالى بودن مى كنند !

انقلاب رنگى يا انقلاب مخملين، اصطلاحى است كه قدمت آن معادل فروپاشى شوروى سابق است. البته اطلاق لفظ «انقلاب» براى تغيير حكومت ها در اوكراين، گرجستان، قرقيزستان و يوگسلاوى سابق با اندكى تساهل صورت مى گيرد. زيرا مؤلفه اصلى و استاندارد انقلاب ها وجود خشونت است. خشونت است كه انقلاب را مقابل «رفرم» يا اصلاح قرار مى دهد اما در كشورهاى ياد شده تغيير حاكميت بدون خشونت (خونريزى) انجام شد بنابراين به آن انقلاب مخملين (ظاهرنرم) مى گويند.

در كشورهاى مذكور، رقيب خارج از قدرت، قبل از انتخابات رنگى مشخص براى ايجاد «موج» استفاده مى كردند. مقطع زمانى وقوع انقلاب مخملين دقيقاً زمانى انتخاب مى شود كه كشور در حال برگزارى انتخابات سراسرى است.

در انتخابات اخير كشور ما، چهار مؤلفه اساسى حكايت از آن دارد كه برخى طراحان پشت پرده انتخابات، الگوسازى يا الگوگيرى از انقلابات رنگين را مدنظر دارند.

چينش اين چهار مؤلفه تقريب تشابه را خصوصاً درباره انتخابات اوكراين به ذهن متبادر مى سازد.

۱-انتخاب رنگ مشخص در انتخابات براى طرفداران

در كشور ما استفاده كنندگان از اين رنگ مدعى تعلق اين رنگ به اهل بيت و ... هستند اما مشخص نمى سازند كه رنگ منسوب به اهل بيت چه نسبتى با برگزارى انتخابات دارد؟ آيا اين رنگ محتوايى را منتقل مى كند؟ جالب تر از آن اينكه رنگ توسط كسانى به كار گرفته مى شود كه شديداً مخالف استفاده (سوءاستفاده) از نمادهاى دينى هستند و از طرفى ديگران را متهم به خرافه گرايى و خيالى بودن مى كنند.

۲- القاى مستمر تقلب در انتخابات و تشكيل كميته غيرقانونى صيانت از آرا
اين مؤلفه نيز در انقلاب هاى رنگين در اروپاى شرقى و قفقاز برجسته بود بدين معنى كه اگر رقيب (رقيبى كه اكنون قدرت در دست اوست) راى آورد، زمينه سازى ذهنى براى شورش هاى اجتماعى وجود داشته باشد.

۳- درخواست زودهنگام مجوز برگزارى جشن جهت فرداى پيروزى
درخواست مجوز برگزارى مراسم جشن از مراجع قانونى جهت القاى قطعى بودن پيروزى صورت مى گيرد، حال آنكه كليه سنجش ها، حداكثر اقبال مردمى به درخواست كنندگان مجوز را ۳۰ نشان مى دهد بنابراين ارجاع ذهن مخاطبان و طرفداران به قطعى بودن پيروزى را اگر در كنار كميته صيانت و ادعاى تقلب در انتخابات قرار دهيم، مى توانيم حلقه هاى مختلف اين طراحى را به هم پيوند دهيم.

۴- برگزارى مراسمات خيابانى دو هفته قبل از برگزارى انتخابات
تمرين حضور اجتماعى و حركت هاى شبانه در روزهاى منتهى به انتخابات، در اين دوره امرى بى سابقه و بديع است به طورى كه رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد حضرت امام (ره) به آن تذكر و هشدار دادند. نكته بسيار جالب در اين حركت هاى شبانه، نوع شعارهاست كه نشانگر ارتقاى ذهنى مخاطبان نسبت به پيروزى است. از جمله اين شعارها مى توان به «اگر تقلب نشه، موسوى برنده ميشه»، «اگر تقلب بشه، ايران قيامت ميشه» «احمدى نژاد رفت» و ... از طرفى جناب موسوى در نامه اى كه خطاب به رهبرى گسيل مى دارند طورى القا مى كنند كه پيروزى ايشان قطعى و رفتارهاى رقيب براى به هم ريختن اين پيروزى است، بنابراين اين فرار به جلو نيز گامى در تحريك طرفداران نسبت به قطعيت پيروزى است.

اما طراحان و الگوبرداران اين طرح به چند نكته اساسى توجه نكرده  اند؛ نكاتى كه مانع اصلى و سد طبيعى در مقابل آنان خواهد بود يا به تعبير بهتر طراحان اين مساله زيرساخت هاى لازم را براى طرح خود مفروض نگرفته اند:

۱-تفاوت ايران با كشورهاى مولد انقلاب رنگين

۲- تفاوت اسلام با كمونيست (حكومت همه كشورهاى مذكور در اختيار كمونيست بوده است)

۳- وجود رهبرى دينى در ايران كه آمريكايى ها از «درك ميزان برد احكام و فرامين وى عاجزند»

۴- جامعه ايران خصوصاً جامعه شيعى آن يكپارچه عمل مى كنند.

۵- طراحان انقلاب رنگى در ايران به جهت استكبار ستيزى و غرور ملى ايرانيان نمى توانند مستقيماً و به صورت عريان مورد حمايت غرب قرار گيرند.

۶- كانديداهاى ما با حاكمان شوروى سابق در اوكراين، گرجستان، قرقيزستان، يوگسلاوى و .... متفاوتند.

۷- ملت ما تجربه دو انقلاب را در حافظه دارد و با همه وجود مراقب صحنه است، علاوه بر آن «هيچ نسلى در تاريخ دوباره انقلاب نمى كند.» در تبيين علل فروپاشى شوروى سابق و طرح بازسازى شده آن در ايران و در رد چنين طرح هايى، مقام معظم رهبرى با مقايسه بين اين كشورها و ايران مى فرمايند:«اينها (طراحان) اشتباه اولشان اين است كه آقاى خاتمى (بخوانيد كانديداهاى ما) گورباچف نيست.
 اشتباه دومشان اين است كه اسلام كمونيسم نيست، اشتباه سومشان اين است كه نظام مردمى جمهورى اسلامى ايران نظام ديكتاتورى پروستريكا نيست، اشتباه چهارمشان اين است كه ايران يكپارچه است و ... اشتباه پنجمشان هم اين است كه نقش بى بديل رهبرى دينى و معنوى در ايران شوخى نيست.»

مورد اخير اساسى ترين مؤلفه تمايز و تفاوت جمهورى اسلامى با حكومت هاى ساقط شده در انقلاب هاى رنگين است اما چون رهبرى خود در اين جايگاه هستند طبيعتاً در تاكيد بيشتر بر آن معذور بوده اند، اين همان تذكر هوشمندانه امام (ره) است كه «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيب نرسد»بنابراين آنان كه به تعبير آقاى كروبى در تهران و در خانه هاى تيمى مشغول طراحى هستند، بدانند كه افزايش توقع طرفداران نسبت به پيروزى براى عمليات فرداى انتخابات صرفاً «خواب رنگى» است كه تعبير نخواهد شد، مى توانيد روز ۲۳ تيرماه ۱۳۷۸ را از حافظه تاريخ بازخوانى كنيد. شايد آن وقت فكر ديگرى كنيد. يكى از مفروضات احتمالى مى تواند بستن چمدان ها در فرداى انتخابات باشد.

-- عبدالله گنجى