یادداشتی از یک از موسوی برگشته

 

سید جواد نویسنده وبلاگ "نسیم وصل" در آخرین پست وبلاگ اش نوشت:

می خواستم به میرحسین رای بدهم چون قدیمی ها از او خیلی برایم تعریف کرده بودند.

به یاد دارم در سالیان گذشته هنگام انتخابات همه می گفتند که این بار میرحسین می آید.

می گفتند او یک چهره انقلابی است و حامی امام و آرمانهای امام می گفتند که در وصف مدیریت او همین بس که در بدترین شرایط در زمان جنگ با نفت بشکه ای 7 دلار کشور را اداره کرد.

او را اخلاق مدار می دانستند و می گفتند از کلامش صداقت می بارد

او را با خاتمی متفاوت می دانستند و می گفتند میرحسین پاببند اصول است.

همیشه بیست سال سکوت او را نشانه وقارش می دانستم و منتظر بودم روزی دوباره به عالم سیاست برگردد و ...

اما انتظارم به پایان رسید مرد روزهای سخت انقلاب پس از بیست سال، سکوت خود را شکست و پای به میدان دهم گذاشت.

او در عرصه انتخابات دهم وارد شد اما نه آنطور که انتظارش را داشتم

نه تنها در نظر من بلکه در نظر مردمان قدیم که تعریفش را می کردند چیز دیگری از آب درآمد که منصرف از رای دادن به او شدم

در سخنرانی هایش آنچنان به تخریب لب وا می کند که گویی از اینگونه بی بندوبار حرف زدن در محضر الهی هراسی ندارد.

احزابی که مطرود شده امام و انقلابند گرد او جمع شده اند و او جسارت طرد آنان را ندارد.

او در دفاع از ارزشها قرص و محکم سخن نمی گوید.

روشنفکرانی چون سروش ، آغاجری  و امثالهم و احزابی چون جبهه مشارکت، مجاهدین انقلاب و نهضت آزادی و ... که خاطرات تلخ آنان هرگز از یاد ملت انقلابی پاک نخواهد شد امروز حامی موسوی هستند و او هم پذیرای آنان گشته است.

صحنه های غیر اخلاقی و ولنگاری حامیانش را نمی توانم تحمل کنم.

محدوده قرمزی را برای حامیانش مشخص نکرده است

او روحیه استکبار ستیزی ندارد چرا که بارها در سخنرانی هایش این روحیه را به سخره گرفت.

 

عکس--طنز سیاسی

انقلاب رنگى يا خواب رنگى ؟!

 

انقلاب رنگى يا خواب رنگى ؟!

 استفاده كنندگان از اين رنگ مدعى تعلق اين رنگ به اهل بيت و ... هستند اما مشخص نمى سازند كه رنگ منسوب به اهل بيت چه نسبتى با برگزارى انتخابات دارد ؟ جالب تر ا اينكه رنگ توسط كسانى به كارگرفته مى شود كه شديداً مخالف استفاده (سوءاستفاده) از نمادهاى دينى هستند و ديگران را متهم به خرافه گرايى و خيالى بودن مى كنند !

انقلاب رنگى يا انقلاب مخملين، اصطلاحى است كه قدمت آن معادل فروپاشى شوروى سابق است. البته اطلاق لفظ «انقلاب» براى تغيير حكومت ها در اوكراين، گرجستان، قرقيزستان و يوگسلاوى سابق با اندكى تساهل صورت مى گيرد. زيرا مؤلفه اصلى و استاندارد انقلاب ها وجود خشونت است. خشونت است كه انقلاب را مقابل «رفرم» يا اصلاح قرار مى دهد اما در كشورهاى ياد شده تغيير حاكميت بدون خشونت (خونريزى) انجام شد بنابراين به آن انقلاب مخملين (ظاهرنرم) مى گويند.

در كشورهاى مذكور، رقيب خارج از قدرت، قبل از انتخابات رنگى مشخص براى ايجاد «موج» استفاده مى كردند. مقطع زمانى وقوع انقلاب مخملين دقيقاً زمانى انتخاب مى شود كه كشور در حال برگزارى انتخابات سراسرى است.

در انتخابات اخير كشور ما، چهار مؤلفه اساسى حكايت از آن دارد كه برخى طراحان پشت پرده انتخابات، الگوسازى يا الگوگيرى از انقلابات رنگين را مدنظر دارند.

چينش اين چهار مؤلفه تقريب تشابه را خصوصاً درباره انتخابات اوكراين به ذهن متبادر مى سازد.

۱-انتخاب رنگ مشخص در انتخابات براى طرفداران

در كشور ما استفاده كنندگان از اين رنگ مدعى تعلق اين رنگ به اهل بيت و ... هستند اما مشخص نمى سازند كه رنگ منسوب به اهل بيت چه نسبتى با برگزارى انتخابات دارد؟ آيا اين رنگ محتوايى را منتقل مى كند؟ جالب تر از آن اينكه رنگ توسط كسانى به كار گرفته مى شود كه شديداً مخالف استفاده (سوءاستفاده) از نمادهاى دينى هستند و از طرفى ديگران را متهم به خرافه گرايى و خيالى بودن مى كنند.

۲- القاى مستمر تقلب در انتخابات و تشكيل كميته غيرقانونى صيانت از آرا
اين مؤلفه نيز در انقلاب هاى رنگين در اروپاى شرقى و قفقاز برجسته بود بدين معنى كه اگر رقيب (رقيبى كه اكنون قدرت در دست اوست) راى آورد، زمينه سازى ذهنى براى شورش هاى اجتماعى وجود داشته باشد.

۳- درخواست زودهنگام مجوز برگزارى جشن جهت فرداى پيروزى
درخواست مجوز برگزارى مراسم جشن از مراجع قانونى جهت القاى قطعى بودن پيروزى صورت مى گيرد، حال آنكه كليه سنجش ها، حداكثر اقبال مردمى به درخواست كنندگان مجوز را ۳۰ نشان مى دهد بنابراين ارجاع ذهن مخاطبان و طرفداران به قطعى بودن پيروزى را اگر در كنار كميته صيانت و ادعاى تقلب در انتخابات قرار دهيم، مى توانيم حلقه هاى مختلف اين طراحى را به هم پيوند دهيم.

۴- برگزارى مراسمات خيابانى دو هفته قبل از برگزارى انتخابات
تمرين حضور اجتماعى و حركت هاى شبانه در روزهاى منتهى به انتخابات، در اين دوره امرى بى سابقه و بديع است به طورى كه رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد حضرت امام (ره) به آن تذكر و هشدار دادند. نكته بسيار جالب در اين حركت هاى شبانه، نوع شعارهاست كه نشانگر ارتقاى ذهنى مخاطبان نسبت به پيروزى است. از جمله اين شعارها مى توان به «اگر تقلب نشه، موسوى برنده ميشه»، «اگر تقلب بشه، ايران قيامت ميشه» «احمدى نژاد رفت» و ... از طرفى جناب موسوى در نامه اى كه خطاب به رهبرى گسيل مى دارند طورى القا مى كنند كه پيروزى ايشان قطعى و رفتارهاى رقيب براى به هم ريختن اين پيروزى است، بنابراين اين فرار به جلو نيز گامى در تحريك طرفداران نسبت به قطعيت پيروزى است.

اما طراحان و الگوبرداران اين طرح به چند نكته اساسى توجه نكرده  اند؛ نكاتى كه مانع اصلى و سد طبيعى در مقابل آنان خواهد بود يا به تعبير بهتر طراحان اين مساله زيرساخت هاى لازم را براى طرح خود مفروض نگرفته اند:

۱-تفاوت ايران با كشورهاى مولد انقلاب رنگين

۲- تفاوت اسلام با كمونيست (حكومت همه كشورهاى مذكور در اختيار كمونيست بوده است)

۳- وجود رهبرى دينى در ايران كه آمريكايى ها از «درك ميزان برد احكام و فرامين وى عاجزند»

۴- جامعه ايران خصوصاً جامعه شيعى آن يكپارچه عمل مى كنند.

۵- طراحان انقلاب رنگى در ايران به جهت استكبار ستيزى و غرور ملى ايرانيان نمى توانند مستقيماً و به صورت عريان مورد حمايت غرب قرار گيرند.

۶- كانديداهاى ما با حاكمان شوروى سابق در اوكراين، گرجستان، قرقيزستان، يوگسلاوى و .... متفاوتند.

۷- ملت ما تجربه دو انقلاب را در حافظه دارد و با همه وجود مراقب صحنه است، علاوه بر آن «هيچ نسلى در تاريخ دوباره انقلاب نمى كند.» در تبيين علل فروپاشى شوروى سابق و طرح بازسازى شده آن در ايران و در رد چنين طرح هايى، مقام معظم رهبرى با مقايسه بين اين كشورها و ايران مى فرمايند:«اينها (طراحان) اشتباه اولشان اين است كه آقاى خاتمى (بخوانيد كانديداهاى ما) گورباچف نيست.
 اشتباه دومشان اين است كه اسلام كمونيسم نيست، اشتباه سومشان اين است كه نظام مردمى جمهورى اسلامى ايران نظام ديكتاتورى پروستريكا نيست، اشتباه چهارمشان اين است كه ايران يكپارچه است و ... اشتباه پنجمشان هم اين است كه نقش بى بديل رهبرى دينى و معنوى در ايران شوخى نيست.»

مورد اخير اساسى ترين مؤلفه تمايز و تفاوت جمهورى اسلامى با حكومت هاى ساقط شده در انقلاب هاى رنگين است اما چون رهبرى خود در اين جايگاه هستند طبيعتاً در تاكيد بيشتر بر آن معذور بوده اند، اين همان تذكر هوشمندانه امام (ره) است كه «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيب نرسد»بنابراين آنان كه به تعبير آقاى كروبى در تهران و در خانه هاى تيمى مشغول طراحى هستند، بدانند كه افزايش توقع طرفداران نسبت به پيروزى براى عمليات فرداى انتخابات صرفاً «خواب رنگى» است كه تعبير نخواهد شد، مى توانيد روز ۲۳ تيرماه ۱۳۷۸ را از حافظه تاريخ بازخوانى كنيد. شايد آن وقت فكر ديگرى كنيد. يكى از مفروضات احتمالى مى تواند بستن چمدان ها در فرداى انتخابات باشد.

-- عبدالله گنجى

همه لشكر هاشمي؛ پشت سر موسوي

 

انتخابات سال 84 را یادتان هست؟ انتخابات ریاست جمهوری نهم که از بخش‌های به یادماندنی تاریخ انقلاب اسلامی است، با حضور اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد به مرحله دوم کشیده شد.
جریان اصلاحات که سید محمد خاتمی را در پیشانی خود داشت، در مرحله اول، تمام قد از مصطفی معین وزیر خاتمی حمایت کرده بود. خاتمی با معین عکس گرفت، بیانیه داد و برایش سخنرانی تبلیغی کرد، اما همه حمایت این مجموعه، به علاوه رأیی که به جمع خاموش و این جور تعارف‌های سیاسی نسبت می‌دهند، شد 4 میلیون برگه‌ای که با نام معین داخل صندوق‌ها رفت. می‌گفتند معین رأی نیاورده، چون رأی اصلاح طلبان بین هاشمی رفسنجانی، کروبی، معین و مهرعلیزاده تقسیم شده است. مجموعه رأی این 4 نفر حدود 17 میلیون می‌شد. ماشین حساب‌های اصلاحات در تیتر اول روزنامه‌هایشان از پیروزی قاطع خود در مرحله دوم سخن گفتند.
هاشمی رفسنجانی همه دوستان خود را جمع کرد تا در مرحله دوم پیروز شود. یک هفته فاصله مرحله اول تا مرحله دوم، همه اهل و عیال سیاست‌زده اطراف او را گرفتند. فکر می‌کنید چه کسانی از اکبر هاشمی رفسنجانی حمایت کردند؟ حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، خانه کارگر، حزب مردم سالاری و ... یعنی تقریباً همین‌هایی که در این دوره به جد و جهد از میرحسین موسوی حمایت می‌کنند.
آدم‌ها چطور؟ مهدی کروبی، سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و عبدالله جاسبی از اصلی‌ترین کسانی بودند که تمام قد پشت سر اکبر هاشمی رفسنجانی ایستادند، اما نتیجه انتخابات،‌چیزی غیر از نظر آنها بود. 17 میلیون نفر به کاندیدای غیر از هاشمی رأی دادند؛ محمود احمدی‌نژاد. هاشمی با جمع همه حامیان حزبی و سیاسی، ‌چهره‌های حاضر و غایب و فهرستی از چهره‌های جریان روشنفکری و مطبوعاتی، فقط 10 میلیون رأی به دست آورد.
چهره‌های مطبوعاتی که روزنامه‌های جریان دوم خرداد را اداره می‌کردند و بیشتر آنها هم اکنون در روزنامه‌هایی کار می‌کنند که جریان وابسته به میرحسین موسوی را تقویت می‌کند، همین 20، 25 روزنامه‌ای که نامزد بی‌پول و بی‌تریبون! از آنها بهره می‌برد.
همین مختصر، سؤال مقدری را خلق می‌کند که چطور «همه حامیان هاشمی» به «همه حامیان موسوی»‌ تبدیل می‌شوند؟
می‌گویند لابد این آدم‌ها به دلیل منافع مشترکشان دور هم جمع شده‌اند و حالا اشتراک منفعت آنها برکس دیگری متمرکز شده است. عده دیگری هم از این سخن می‌گویند که نکند ما با جمع متراکم و به هم پیوسته‌ای طرفیم که بخش‌های مختلف آن، نام‌های متفاوتی برای خود انتخاب کرده‌اند. این هم حرفی است و البته قابل تأمل است.
به همه اینها حضور هاشمی رفسنجانی به جمع حامیان موسوی را هم بیفزایید تا حل معادله کمی ساده‌تر شود. هر کس که فقط چند سال در ایران زندگی کرده باشد، یا رویدادهای سیاسی آن را دنبال کند، متوجه می‌شود که یک حرکت سیاسی از سوی هاشمی رفسنجانی نمی‌تواند بدون نظر به ما به ازای آن صورت گیرد. حضور حسین مرعشی – برادر همسر هاشمی رفسنجانی – فائزه هاشمی، عبدالله جاسبی و عده دیگری از نزدیکان رئیس جمهور دولتی که ادعای توسعه داشت، آیا بدون هیچ چشمداشتی صورت می‌گیرد؟ شما چنین تصوری را باور می‌کنید؟
لشکرکشی دوباره جریانی که در انتخابات سال 1384 از نماد جریان قدرت - ثروت و مبلغان لیبرال – سرمایه‌داری حمایت می‌کرد، برای دفاع همه جانبه از موسوی و حمله به رقیب اصلی، یعنی رئیس جمهوری که مستظهر به آرای مردم است، شما را به فکر نمی‌اندازد؟

گاف جدید آقای میر حسین در مناظره با محسن رضایی

 


آقای مهندس میر حسین موسوی در مناظره با محسن رضایی گاف‏های متعددی داشت که گاف او در حوزه اقتصاد به دلیل مشاورانش محل تامل بیشتر است.



آقای مهندس میر حسین موسوی در مناظره با محسن رضایی گاف‏های متعددی داشت که گاف او در حوزه اقتصاد به دلیل مشاورانش محل تامل بیشتر است.

 

 

 

  مهندس میر حسین موسوی در مناظره با محسن رضایی در حالی که آمار نادرستی از عملکرد اقتصادی‏اش ارایه می‏کرد گفت: ضریب جینی که منعکس کننده نابرابری درآمد در کشور است و نشان می دهد کشور به سمت شکافهای طبقاتی پیش می رود یا به سمت عادلانه، از 51 صدم «درصد» به 4 دهم «درصد» در سال 67 رسید البته این ایده‏آل نیست اما روندی را نشان می دهد.

لازم به ذکر است دانشجویان سال اول رشته اقتصاد می‏دانند که ضريب جيني عددي است بين صفر و يك  كه در آن صفر به معني توزيع كاملا برابر درآمد يا ثروت و يك به معناي نابرابري مطلق در توزيع است. دقت كنيد كه ضريب جيني فقط از برابري عددي صحبت مي‌كند و ربطي به عدالت به معناي فلسفي آن ندارد.

در حالتی که منابع و ثروت‌های جامعه به صورت «کاملا عادلانه» بین افراد توزیع شده باشد،‌ ضریب جینی برابر صفر می‌شود. برعکس در حالت «توزیع کاملا نابرابر ثروت» در یک جامعه یعنی انحصار مطلق (همه ثروت جامعه دست یک نفر باشد در حالی‌که سایر افراد ثروتی معادل صفر دارند) ضریب جینی مساوی با یک خواهد بود.

همچنین دانشجویان سال اول رشته اقتصاد می‏دانند که ضريب جيني یک عدد است بين صفر و يك، و با درصد بیان نمی‏شود و این موضوعی مشهود است که اگر کسی ضریب جینی را با درصد اعلام کند گویی تاکنون این شاخص اقتصادی به گوشش نرسیده است.

  

  با وجود مشاورین اقتصادی چون بیژن نامدار زنگنه، فرشاد مومنی، طهماسب مظاهری و... بیان اینگونه شاخص‏های اقتصادی و ارایه آمار غلط موجب نگاه معنادار نخبگان اقتصادی به نگاه اقتصادی آقای موسوی دارد.

در عین حال که مهندس موسوی در این مناظره به طور روشن با اصل 44 اعلام مخالفت کرد. 

تيکه کلام موسوي کار دستش داد ( چیز)

 
 
 
تيکه کلام موسوي کار دستش داد ( چیز)
 
حاشیه ای بر مناظره موسوی و احمدی نژاد
تیکه کلام موسوی کار دستش داد

میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز استفاده کرده است

به گزارش خبرنگار سیاسی برنا، میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز به شرح ذیل استفاده نمود:
1- ...یک مسافرتی رییس کشور ما به آمریکا، به چیز، عراق...
2- ...همان آمریکایی ها بنزین هواپیمای دولت ما را در آنجا چیز کردند....
3- ...همین مساله در ایتالیا هم چیز شد...
4- ... این سیاست خارجی برای ما هزینه های گزافی را به اصطلاح چیز می کند...
5- ... به حساب کی ما این کارها را می کنیم، آیا این اثرش کم است یا زیاد است به نظر من این چیز است...
6- ... دوباره بعد از اینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یکدانه چیزی ....
7- ...از شورای امنیت هم یه چیزی....
8- ...من خاطره ای از امام خواهم گفت که چقدر به این مسئله عزت ملت ایران چیز داشتند....
9- ...همه مردم به اصطلاح چیز، اسرائیل اِ اِ فلسطین جمع شوند حتی....
10- ...به خاطر اشتباه ما در آن چیز که ....
11- ... می گوییم بر اساس همین چیزی که می گویم....
12- ... مشکلی که بنده دارم سر یه چیزهای دراز مدت....
13- ...بنده یه بحثی کردمتو همین چیزای انتخاباتی....
14- ....مردم هم یه کم چیز دارند....
15- ....بنده یه روشنفکر هستم، چیز هم هستم، فرهنگستان...
16- ...پرونده سازی، دنبال یه واژه هایی رفتن، چیز کردن...
17- ...پایان نامه ها و چیزهایی که دانشجوها...
18- ...من خیلی سریع بر می گردم به همین چیزی که...
19- ...قوانین که مجلس می گذراند، بر اساس هر چیزی...
20- ...بعد از هشت سال یه چیزی بیاید....
21- ...بنده این جا چیز می کنم...
22- ...18 شورا که دولت منحل کرد به چیز ...
23- ... و دولت هنوز هم که هنوز است چیز نکرده...
24- ...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتیجه همین چیز است...
25- ... بنده در بازبینی قانون اساسی، چیز بودم، سخنگوی...
26- ... مسئله استخدامی و برنامه و بودجه مخصوصا در چیز پیشنهاد من بود...
27- ...تنها سازمانهایی است که در چیز آمده...
28- ... در مراحل بعدی اینها را دونه دونه چیز می کنم....
29- ...تصدی بیش از دوشغل چیز...
30- ...عوض اینکه پرونده سازی کنند و چیزهایی که...
31- ... یکی از مشکلات در صحبت با آقای احمدی نژاد چیزهایی است که ...
32- ...غیر عادی و غیر چیز...
33- ....ایشان می گوید به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید که فلان چیز را لغو کند...
34- ...به من می گوید که یه چیزی بنویس به دیوان عدالت اداری....
35- ...در یه چیزهایی که بین است ما طوری عمل بکنیم...
36- ...اینجا مثلا چیز کردیم....
37- ...رای مجلس هم چیز بدانید...
38- ...که ظاهرا چیزی از بنده نداشتید...
39- ...نمی توانید افراد را همینطور نام ببیردو به اصطلاح چیزشان بکنیم...
40- ...سندهایش هست، مدرکهایش هم چیز است....
41- ...معاون اجرایی رییس جمهور دنبال این است که یه چیزی بسازد...
42- ...اون چیزی که در هشت ماده ایی حضرت امام هست....
43- ...سیاه کردن برنامه ها، سیاه کردن دانشجوها و امثال اینها را چیز می کنم...
44- ... در سازمان برنامه و بودجه برای این است که نگذارد شما چیز بکنی...
45- ... در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات....
46- ...همش بر می گردد به این چیزهایی که در ...
47- ...آقای احمدی نژاد مسائلی را می گوید که من مجبور می شوم چیزهایی را بگویم...
48- ....سیر چینی آمده،نمی توانیم بکاریم، اینطور چیزها...
49- ...بگویم که برای ما واقعا چیزه که...

انتهای خبر // شبکه خبری برنا//170 - 170 - 45//www.BornaNews.ir
نظرات (2)
دسته : مناظره آقای احمدی نژاد و موسوی
تاریخ : پنج شنبه 14/3/1388-16:22
 
 
 
 
 

اقدام سوال برانگیز روزنامه کلمه! رحلت حضرت فاطمه یا شهادت؟!

 

به گزارش دولت مهر، روزنامه کلمه در شماره امروز خود، به جای استفاده از واژه شهادت حضرت زهرا(س) از واژه رحلت استفاده کرده است. این اقدام روزنامه کلمه در حالی صورت می گیرد که نظرات صریح فقها بر شهادت حضرت زهرا (س) است. البته این اقدام، شیوه جدیدی نیست. در دور هشتم انتخابات ریاست جمهوری نیز یکی از کاندیداها برای جذب رای اهل تسنن از ولایت حضرت علی با نام دوستی یاد کرده بود و منظور از جمله پیامبر که هر کس من مولای اویم، اینک علی مولای اوست را محبت و دوستی اهل بیت خوانده بود نه ولایت و رهبری بر جامعه!

عکس را در ادامه مطلب ببینید...

ادامه نوشته

حاشیه های پخش نشده از حضور میرحسین موسوی در اصفهان

در تاریخ دوم خرداد و هزمان با حضور میرحسین موسوی در دانشگاه اصفهان تعدادی از دانشجویان با حضور در محل سخنرانی با در دست داشتن دست نوشته هایی و پخش بیانیه هایی سوالات خود را مطرح کردند.

لازم به ذکر است که این اقدام از آن جهت صورت گرفت که در جلسات قبلی دانشگاهی میر حسین اجازه طرح پرسشها و این گونه مسائل به دانشجویان مخالف داده نشده بود .

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

و باز هم " میر حسین ؟! " :


به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری فارس به استان مازندران، میرحسین موسوی داوطلب كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ادامه سخنان خود در دانشگاه بابلسر با اشاره به مصوبه‌های هیئت دولت در سفرهای استانی گفت: مصوبات سفرهای استانی دولت گذشته نه تنها مشكلات را برطرف نمی‌كند، بلكه تعهدات دولت را در مقابل مردم افزایش می‌دهد.

ادامه نوشته

پیروزی فردی مثل موسوی به نفع غرب خواهد بود

روزنامه انگلیسی گاردین: پیروزی فردی مثل موسوی به نفع غرب خواهد بود

یک روزنامه انگلیسی از روی کار آمدن مجدد دکتر احمدی‌نژاد ابراز نگرانی کرد و در ادامه نوشت: تاريخ به غرب ثابت کرده است که احمدي نژاد به هيچ وجه با غرب کنار نمي آيد ولي اصلاح طلبان موضع نرم و خنثي تري در مقابل غرب خواهند داشت به همين دليل اگر يک اصلاح طلب در ايران، مثل "مير حسين موسوي" رأي بياورد به نفع غرب خواهد بود زيرا رابطه بهتري با غرب خواهد داشت....

لطفآ به ادامه مطلب بروید...

ادامه نوشته

سهام عدالت را جمع می‌کنم/ ارائه سهام عدالت را ادامه می‌دهم

مواضع ضد و نقیض موسوی در خصوص سهام عدالت
 
سهام عدالت را جمع می‌کنم/ ارائه سهام عدالت را ادامه می‌دهم

چندی پیش میرحسین موسوی کاندیدای بخشی از اصلاح‌طلبان در نشستی که با اقتصاددانان و نخبگان در محل روزنامه اطلاعات داشت، در پاسخ به این سوال نظرتان در خصوص سهام عدالت چیست، خبر از جمع آوری سهام عدالت در صورت انتخاب داده و گفته بود: «توزيع سهام عدالت به شكل فعلي را جمع مي كنم. اينگونه كه امروز سهام عدالت در كشور توزيع مي‌شود بخش خصوصي را با مشكل مواجه مي‌كند.»

در واکنش به این سخن موسوی، محمد جواد شیخ مدیر عامل کارگزاری سهام عدالت با محال دانستن چنین اتفاقی گفته بود: «سهام عدالت در چارچوب اصل 44 بايد اجرا شود و اينگونه كه امروز در كشور سهام عدالت توزيع مي‌شود بخش خصوصي را با مشكل مواجه مي‌كند و يكي از كارهاي ما بايد جمع كردن چنين چيزهايي است.»

وی سهام عدالت را براساس اصل 44 قانون اساسی و بر مبنای فرمان مقام معظم رهبری، تدوین شده دانست و در پاسخ به اين سوال كه آيا امكان تغيير در سازوكارهاي توزيع سهام عدالت وجود دارد يا خير خاطر نشان كرد: اعطاي سهام عدالت در حالي با واگذاري حدود 20 هزار ميليارد تومان به 20 ميليون نفر ديگر ادامه خواهد داشت كه پرونده آن در تيرماه بسته خواهد شد لذا رئيس جمهور جديد نخواهد توانست در توزيع سهام عدالت اقدامي صورت دهد.

اما شاید دلیل چرخش موسوی و پس گرفتن اظهارات قبلی‌اش درباره جمع کردن سهام عدالت فقط ناشی از آگاهی از استدلال مدیرعامل کارگزاری سهام عدالت نباشد، به طوری که گفته می‌شود پس از بیان این اظهارنظر از سوی موسوی و برجسته شدن آن در رسانه‌های اصولگرا، کمیته محتوایی ستاد وی به شدت از این اظهارنظر انتقاد کرده و آن را مایه کاهش قابل توجه رأی نخست‌وزیر دهه 60 دانسته است.

از این رو، موسوی بلافاصله در سخنرانی بعدی خود، 180 درجه چرخید و در سخنانی متناقض، به ادامه ارایه سهام عدالت در صورت انتخاب به عنوان رییس جمهور اشاره کرد: «در همه جاي دنيا رسم براين است كه براي ثبات اقتصادي دولتي كه جديداً روي كار مي‌آيد تعهداتي كه دولت گذشته در مقابل مردم داشته است را ادامه دهد و بنده در صورت پيروزي اين عمل را ادامه خواهم داد.»

عصر یکشنبه نیز موسوی در حالی که برای تعدادی از نمایندگان فعلی و ادوار مجلس شورای اسلامی سخنرانی می کرد با اشاره به همان موضوع ارائه سهام عدالت، و این‌بار با لحنی تند از تعهد دولت بعدی به اجرای مصوبات دولت فعلی سخن به میان آورده و گفته است: «چیزی که به آن توجه نمی شود این است که تمام تعهدات دولت کنونی به دولت های آینده باز خواهد گشت و این دولت هر چیزی را که امضا کند دولت های بعدی نیز متعهد به اجرا خواهند بود.»

به هر ترتیب سخنان ضد و نقیض یک کاندیدای ریاست جمهوری که قصد ریاست حداقل چهارساله بر کشور را دارد کمی عجیب به نظر می رسد. این‌گونه اظهارات از سوی وی پیش از این در موضوع هسته‌ای نیز بیان شده بود.

منبع

10 پرسش از مهندس ميرحسين موسوی

 

10 پرسش از مهندس ميرحسين موسوی

  آقای میر حسین موسوی که به عنوان نامزد ریاست جمهوری پا به میدان گذاشته است اخیرا در پاسخ به اظهار لطف خاتمی مبنی بر کنار رفتن به نفع وی اظهار داشت که سال ها افتخار می کردم که شما رییس جمهور ما هستید ودر تازه ترین اظهاراتش خطاب به آقای هاشمی نیز گفته است از حمایت شما افتخار می کنم . در جمع اعضای ستادش نیز نکاتی متذکر شده که قابل تامل است . ضمن احترام کامل به ایشان و اظهار خوشحالی از این که پس از 20 سال عزلت نشینی سیاسی باز به عرصه آمده، برای روشن شدن افکار عمومی چند سؤال اساسی دراذهان تداعی می کند.

1) دلیل استعفای شما از نخست وزیری در شهریور سال 67 چه بود؟چه اتفاقی افتاده بود که بدون اطلاع امام و رییس جمهور وقت، آیه الله خامنه ای از سمت خود کناره گیری کردید ؟آن چه در نامه امام اشاره شده گلایه جنابعالی از مجلس به خاطر عدم تایید همه وزرا ی کابینه باعث این استعفا شده است {شایان ذکر است بر اساس قانون اساسی، پیش از باز نگری در صورت تشکیل مجلس جدید، دولت مظف بود مجددا برای کابینه خود رای اعتماد بگیرد که این شرط در متمم قانون اساسی حذف شده است . زمانی که مجلس سوم تشکیل شد با این که گرایش اکثریت مجلس چپ(هوادارانش) بود ولی میر حسین نتوانست برای همه وزرای کابینه اش رای اعتماد مجدد بگیرد از این رو دراعتراض به عملکرد مجلس بدون اطلاع امام و رییس جمهور وقت، آیه الله خامنه ای، استعفا کرد که مورد اعتراض شدید امام قرار گرفت امام طی بیانیه ای خطاب به میرحسین فرمودند:" جناب آقاى موسوى، نخست وزير محترم.

نامه استعفاى شما باعث تعجب شد.حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسئولين رده بالاى نظام را در جريان مى‏گذاشتيد.در زمانى كه مردم حزب اللَّه براى يارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مى‏برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزيرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهيد.  در صورتى كه نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمى‏رسيد، چون گذشته عمل مى‏شود. اين حق قانونى مجلس است كه به هر وزيرى كه مايل بود رأى دهد.تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد.همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.مردم ما ازاين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‏اند، اين حركات هيچ تأثيرى در خطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت."                        صحيفه نور، ج‏21، ص: 124

براستی جنابعالی که در آخرین سال نخست وزیری تان آن هم در آن شرایط بحرانی که به تازگی ایران قطعنامه را پذیرفته بود به خاطر عدم تایید یکی دوتن از وزرایتان بدون اطلاع امام ورییس جمهور استعفا داده اید در صورت رییس جمهور شدن با مجلس هشتم چگونه تعامل خواهید کرد ؟ آیا اگر مجلس با شما نیزهمانند دکتر احمدی نژاد برخورد کند هر هفته چند بار استعفا خواهید داد؟! آیا با این روحیه می توان عنان کشوری در دست گرفت که مجلس آن این گونه با رییس دولت برخورد می کند ومجمع تشیص مصلحت، آن گونه ؟ آیا در صورتی که جنابعالی پیروز شوید ورییس مجمع تشیص مصلحت و جریان ایشان رسما از پایان پذیرفتن مدارا سخن بگوید وبه هر مناسبتی به شما حمله کند چه خواهید کرد ؟ در برابر بیش از 40 هزار سیاه نمایی وبیش از 3000  تخریب که نسبت به دولت نهم انجام شده اگر یک دهم این حجم نسبت به دولت جنابعالی صورت گیرد چه عکس العملی از خود نشان خواهید داد؟

 بقیه در ادامه مطلب...

 

ادامه نوشته

انتحار میر حسین موسوی و مرگ همیشگی در عرصه سیاسی

 

با روی کار آمدن احمدی نژاد به عنوان رییس دولت نهم، گرچه موجی از ناامیدی در میان احزاب اصلاح طلب به وجود آمد و آنها را نگران وضع موجود اصلاحات به دلیل امکان حذف همیشگی از صحنه سیاسی کشور کرد، اما حضور تاریخی احمدی نژاد شرایطی را رقم زد تا در پرتو شعار عدالت محوری، فضای سیاسی برای حضور مرد 68 ساله اصلاحات که بیست سال از عمر خود را در گالری نقاشی در غار انزوا سپری می کرد فراهم شود.

به استناد گفته موسوی، در شانزده سال گذشته به دلیل فضای سنگین حاکمیتی ناشی از حضور دولتهای سازندگی و اصلاحات و به دلیل نبود فضایی که موسوی بتواند در آن شعار خود را مطرح کند و همچنین روحیه تدافعی و محافظه کار وی، آخرین نخست وزیر کشور ترجیح می دهد خود را از سکان قدرت دور نگاه داشته و انزوا پیشه کند، اما امروز و در فضایی که "عدالت" در سخنان احمدی نژاد، در خواسته ها و انتظارات مردم در سفرهای استانی، در میان مدیران و وزرا و سایرین تبلور یافته، میرحسین موسوی نیز می تواند عرض اندام کرده و در میان شیوخ اصلاح طلب رجزخوانی کند.

اما چند تبصره بر جریان نخست وزیر مستعفی دوران دفاع مقدس وجود دارد:

1-در حال حاضر گرچه شعار "عدالت" بر تارک سیاسی کشور سایه انداخته اما، توجه به این موضوع ضروری است که احمدی نژاد خود در این فضا حضور دارد و این عرصه را اشباع کرده است از اینرو رییس دولت نهم از پلکان اول عبور کرده و با عملی کردن شعار عدالت، رسیدن به دولت اسلامی را محقق کرده است، از اینرو میرحسین موسوی گرچه فضا را برای طرح شعار خود محیا می بیند اما موجی وجود ندارد که بر آن سوار شود.

2-میرحسین موسوی نیز همچون همه کاندیداهای ریاست جمهوری، "تغییر" را در تابلوی شعارهای خود قرار داده است، اما در حال حاضر این سوال پیش می آید که تغییر از چه چیزی به چه چیزی و توسط چه کسی؟ حتی اگر تمایلی برای تغییر در میان مردم وجود داشته باشد، مطمئنا جهت پیکان این تغییر به سمت گذشته نیست ولی میرحسین موسوی یک گوشه ی حداقلی از 16 سال گذشته است که قصد دارد گذشته را تکرار کند.

3-موسوی در ابتدای ورود خود به عرصه انتخابات ریاست جمهوری دهم، به صورتی مستقل اعلام حضور کرد که حافظه تاریخی مردم نیز همراه وی بود، اما این حافظه تاریخی دوران دیگری را هم در خود ثبت  و ضبط کرده است و آن دوران اصلاحات و افراط گرایی های سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت است که به گفته کروبی پاشنه آشیل اصلاحات هستند، این در حالی است که سازمان مجاهدین از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که چند تن از مراجع عظام در آن حضور دارند نا مشروع اعلام شد، اما امروز شاهد حمایت علنی این دو نهاد اصلاح طلب از موسوی و آغوش باز میرحسین برای پذیرش هستیم.

میرحسین موسوی که در ابتدا فردی "اصولگرای اصلاح طلب" معرفی می شد، با حمایتهای سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت، هم اصولگرایی و هم اصلاح طلبی را از پسوند نام خود برداشته است و امروز به جرگه دوم خردادی ها، که برندی ضد دین دارند پیوسته است و در واقع می توان بجای صفت "اصلاح طلب" از واژه غربی این نام یعنی "رفرمیست" برای موسوی استفاده کرد که بیانگر فعالیتهای ضد دینی سردمداران غربی در دوران گذشته و حال است.

امروز موسوی با حمایت سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت، اندک امید پیروزی در گفتمان عدالت محوری را برای خود از بین برد، در حقیقت میرحسین 68 ساله در صورت اعلام استقلال، شاید پیروز انتخابات پیش رو نمی شد اما می توانست تا دور بعدی زنده بماند و چشم امید به آینده داشته باشد، اما این انتحار میرحسین موسوی اینبار او را به انزوا نمی کشاند بلکه او را برای همیشه خواهد کشت.

منبع : وبلاگ کنایه

 

واکنش امام خمینی به استعفای میر حسین موسوی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای موسوی ، نخست وزیر محترم

نامه استعفای شما باعث تعجب شد .

حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید ، لااقل من و یا مسئولین رده بالای نظام را در جریان می گذاشتید .

در زمانی که مردم حزب الله برای یاری اسلام فرزندان خود را به قربانگاه می برند چه وقت گله و استعفاست . شما در سنگر نخست وزیری ، در چهار چوب اسلام و قانون اساسی ، به خدمت خود ادامه دهید . در صورتی که نسبت به بعضی از وزرا به توافق نمی رسید ،چون گذشته عمل می شود . این حق قانونی مجلس است که به هر وزیری که مایل بود رای دهد.

تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است ، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد .

همه باید به خدا پناه بریم ؛ و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سو ء استفاده کنند.

مردم ما از اینگونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند ، این حرکات هیچ تاثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهد داشت .

از آنجا که من به شما علاقه مندم ، ان شاء الله عند الملاقات مسائلی است که گوشزد می نمایم . والسلام .

15/6/67

روح الله الموسوی الخمینی

منبع : صحیفه امام - جلد 21 - صفحات 123 و 124.

 
 

اوباما خیلی متفاوت است، حاضرم با او دیدار کنم

 

موسوی در گفتگو با تایمز:

میرحسین موسوی در گفتگو با روزنامه انگلیسی تایمز گفت: نگاه اوباما نسبت به جهان خارج بسيار متفاوت است و حاضرم با وی دیدار کنم.

به گزارش رجانیوز، ريچارد بوستون خبرنگار "تايمز" مستقر در تهران از گفتگوی جمعه شب خود با مير حسين موسوي خبر داد و افزود: بيشترين چالش بين رقباي انتخاباتي ديروز هنگامي رخ داد كه موسوي با رويكردي متفاوت خواهان ملاقات با اوباما شد.

وی ادامه داد: نخست وزير پيشين ايران و كسي كه در حال حاضر به‌عنوان نماينده جناح اصلاح طلبان قصد دارد در انتخابات رياست جمهوري شركت كند. موسوی به تايمز گفت: حاضر است چنانچه روابط بين دو كشور گسترش يابد با اوباما ملاقات داشته باشد زيرا نگاه وي نسبت به جهان خارج بسيار متفاوت است.

موسوي در پاسخ به خبرنگار تايمز در مورد ملاقات با اوباما ادامه داد: بله، من حاضرم كه با اوباما ديدار داشته باشم اگر همه چيز خوب پيش برود.

وي البته تأكيد کرد رئيس‌جمهور قادر نيست در مورد استراتژي‌هاي سياست خارجي تصميمي جداگانه بگيرد زيرا تصميم گيري در اين موارد منوط به تصميم شوراي امنيت ملي است.

موسوي اعلام كرد چنانچه وي به‌عنوان رئيس جمهور انتخاب شود حتي اگر همان استراتژي قبلي به قوت خود باقي بماند، وی اقدام به "تغيير تاكتيك‌ها" خواهد كرد.
 
 

نیمه پنهان میر

نیمه ی پنهان میر

طنز - در مدت زمانی که میر حسین موسوی برای احیای پاره ای آرمانهای معلوم الحال ابتدای انقلاب قد علم کرده،بسیاری از قاطبۀ ملت جهان تماس می گیرند و می پرسند مهندس موسوی کیست و چرا ما تا حالا اسمش را در صدا و سیما و سفرهای استانی نشنیده ایم؟اسناد و مدارکی در این رابطه و کلیۀ رابطه های دیگر در دست است که ما سعی می کنیم بدین وسیله آنها را افشا کنیم تا جهانیان عبرت بگیرند:

میرحسین و خاتمی

 

سوابق تحصیلی و رویکرد منحط مدرنیستی

مهندس میرحسین موسوی،بر اساس منابع موثق سالها پیش به دنیا آمده و در فضای مسموم پیش از انقلاب بکرّات تنفس کرده است.منابع آگاه بارها او را دیده اند که ازکنار لوله های سهمگین اگزوز اتوبوسهای شرکت باصطلاح واحد رد شده و به دانشگاه رفته است.مدارک محکمی در دست است که نشان می دهد نامبرده،در دانشگاه باصطلاح ملّی(بهشتی فعلی) به تحصیل در رشتۀ معماری پرداخته که قدم زدن های وی در کریدورهای دانشکده معروف است.دانشگاه ملی یکی از مراکز وابسته به فرماسیونری بود که در جنگ ویتنام مورد استفادۀ سربازان آمریکایی برای حمله به جزایر هونولولو قرار می گرفت و دردانشکدۀ معماری آن کروکی های متعددی در راستای سرسپردگی به نظام شاهنشاهی کشیده می شد.هنوز رد پای  آموزشهای استکباری و غربی در آثارمیر حسین باقی است.او در نقّاشی  رویکرد مدرنیستی منحط را دنبال می کند و از نقّاشی قهوه خانه ای طفره می رود.حضور نامبرده به صحنۀ انتخابات با تابلوی غربی اصلاحات و ورود وی به بازی عوامل معلوم الحال دوم خردادی نیز در همین راستا ارزیابی می شود.روزی با ماشین ،مسافتی را به قاعدۀ چهار کیلومتر از پشت یک دیوار بلند و غول آسا در مناطق اعیان نشین تهران طی می کردم که از کنار آن جوانان عزیزی با ظواهر معلوم الحال و موهای آنچنانی و لباسهای اینچنانی قدم می زدند.به من گفته شد:"اینجا دانشگاه استکباری میر حسین است."ناگفته پیداست از کوزه همان برون تراود که در اوست و توانا بود هر که دانا بود.

حضور درباند مخوف چاپ کوپن

او،یکی از عناصر دست نشاندۀ پاره ای از عوامل معلوم الحال در ابتدای انقلاب است.نامبردگان با چاپ کوپن و انتشار آن و سهمیه بندی ارزاق عمومی، ضربات جبران ناپذیری را جنگ و استکبار جهانی به این ملت وارد ساخت که هم اکنون نیز نشانه هایی از آن در گرانی برخی اقلام و تعطیلی برخی کارخانجات و پاره ای مشکلات اقتصادی دیگر مشاهده می شود. اسناد و مدارکی در دست است که نشان می دهد اگرچه او در سالهای جنگ  در ظاهر توانست کشور را اداره کند ولی در واقع به گفته بسیاری از عزیزان اعضای باند مخوف میرحسین عوض رسیدگی به معیشت مستضعفین به رایزنی با بیگانه مشغول بودند که اسناد و مدارک آن اگر هم موجود نباشد مهم نیست.

 میرحسین طرفدار امپراطوری دولتی است و به طور سفت و سخت با خصوصی سازی و اصل 44 مخالف است .در این زمینه اسناد قرص و محکمی وجود دارد که در گاوصندوق های سرّی کاخ کرملین و اسناد طبقه بندی شده و مخوف کا - گ - ب نگهداری می شود وعندالمطالبه ساخته خواهد شد. او تا کنون علیرغم ادعاهایش در رابطه با توزیع عادلانۀ کالا،هیچگاه در صفوف به هم فشردۀ شیر و نفت و پرتقال نایستاده و به عنوان مشاور ارشد خاتمی و هاشمی و عضو فرهنگستان هنر،معلوم نبوده که تا حالاکجاست و کسی او را نمی شناسد.بنا بر گزارشهای رسیده برخی منابع آگاه که به بقالی ها و خانه های سطح تهران مراجعه کرده بودند،در برابر  این سوال که:"ببخشید،میر حسین موسوی رو می خوام"با این پاسخ مواجه شدند که :"ما همچین کسی رو نمی شناسیم،کجا به شما آدرس دادن؟!"این امر،به خوبی نشانۀ آن است که میر حسین سالها در برابر بحران های مهمی چون چچن - اینگوش و اصلاح طلبان و سونامی وانفجار برجهای دو قلو سکوت کرد و هم اکنون که همۀ بحرانهای داخلی و خارجی حل شده و غول تورم و سایر غولها به زانو درآمده اند و  ما می رویم که جهان را اداره کنیم، نامبرده وارد میدان شده است.در همین رابطه منابع موثق از انگورهای برزیلی خبر می دهند که میرحسین در خفا مصرف می کند و وزن هر حبۀ آن به 250 گرم می رسد و به راحتی در دهان جا نمی شود.

از باراک حسین تا میر حسین

منابع آگاه در بازیابی نیمۀ پنهان مهندس موسوی،از توجه مذبوحانۀ او به مقولۀ فرهنگ و هنر خبر می دهند.بر اساس مدارک مستند ،میرحسین یکی از مخالفان سرسخت هنر اصیل و ریشه و ساق و برگ دار است.در دورۀ نخست وزیری او،ریشه های هنر فاخر خشکید.نه هیچ یوزارسیفی ساخته شد و نه هیچ اخراجی هایی به نمایش درآمد.بنیاد فارابی و دیگر مراکز هنری منحط،به صورتی سازمان یافته به فسق و فجور پرداختند وکودتای مخملی و فاستونی و غیره انجام دادند.او دست و پای روشتنفکران خودباخته را به سینمای ایران بازکرد و  سینمای ایران متاسفانه در سطح دنیای معلوم الحال مطرح و ضربات جبران ناپذیری را بر پیکرۀ انزوای فرهنگی کشور عزیزمان وارد ساخت..ناظران آگاه از پیدا شدن سرنخهایی خبر می دهند که به حضور خاتمی در وزارت ارشاد این دوره برمی گردد.این سرنخهای هولناک از توطئۀ سهمگین پیدایش جریانات هنری و فرهنگی منحط خبر می دهند و به تبیین این سوال می پردازند که چرا مهندس موسوی وارد بازی عوامل دوم باصطلاح خردادی شده و سوابق ناخوشایند مدعیان اصلاحات را با خودش حمل نموده و خطر ابتلا به دیسک کمر و باقی ضایعات را در این ناحیه به جان خریده است؟

نامۀ باراک اوباما به میر حسین که به طور محرمانه-مستقیم با پست سفارشی به ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در خیابان فاطمی ارسال شده و رسید دریافت کرده است ، موید این امر است.بخشهایی از این نامه که به دست سربازان کمنام شما افتاده است از قرار زیر می باشد:

From Barak Hossein to mir Hossein

Hey pesar ,boro jelo.I have your weather.ghorboone agha.

ترجمه:

از باراک حسین به میر حسین

عالیجناب،ما هوادار سیاستهای رفورمیستی اصلاح طلبان بوده و هوای شما و دیگر براندازان اصلاح طلب را داریم.

امضا:رییس باصطلاح جمهور آمریکای خیانتکار و جنایتکار که باید حسن نیتش را نشان بدهد.

البته این،یکی از حلقه های توطئه است و اسناد و مدارکی در دست است که نشان می دهد ناتانیاهو و دیگر جنایتکاران تاریخ نیز به ساختمان فاطمی رفت و آمد داشته و هواداران کارل پوپر خائن و نظریه پردازان جوامع باز و نیمه بازنیز در مسیر فاطمی دیده شده اند.این امر بر این مساله صحه می گذارد که آقای موسوی نه تنها در برابر اقدامات ناپسند مدعیان اصلاحات سکوت کرده  بلکه از اعضای موثر حزب منحلۀ جمهوری اسلامی بوده و داعیۀ اصولگرایی نیز دارد. او که در انقلاب بلشویکی 1917،عکس چه گوارا را در میدان سن پطرزبورگ بلند کرده بود، در حال حاضر می خواهد با در دست داشتن افسار راهوار رام و سرحال و سلامت اقتصاد و سیاست و فرهنگ جامعه از آب گل آلود ماهی بگیرد و موارد دیگر بزودی اعلام می شود.